<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>روستا و توسعه</title>
    <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/</link>
    <description>روستا و توسعه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>از پراکندگی تا هم‌افزایی: ارائه مدل شبکه‌سازی راهبردی کسب‌وکارهای روستایی با استفاده از روش داده بنیاد</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132408.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی مدل پارادایمی شبکه‌سازی راهبردی کسب‌وکارهای روستایی در ایران ، با رویکردی کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد انجام شده است. این نظریه به‌طور خاص برای کشف فرایندها، تعاملات اجتماعی، و راهبردهای کنشگران طراحی شده است. از آنجا که شبکه‌سازی راهبردی دقیقاً نوعی فرایند تعامل اجتماعی و اقتصادی میان کنشگران است، پس این روش می‌تواند به‌خوبی به شناسایی مراحل، شرایط و پیامدهای آن بپردازد که به‌صورت روش‌شناختی و راهبردی برای نظریه‌پردازی از داده‌های کیفی استخراج شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۹ مشارکت‌کننده شامل اساتید و صاحب‌نظران دانشگاهی، مالکان، مدیران و فعالان موفق در حوزه کسب‌وکارهای روستایی درسال‌های 1403-1404 گردآوری و با کدگذاری سه‌مرحله‌ای باز، محوری و انتخابی، شش مؤلفه کلیدی شامل: شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها استخراج و تحلیل شد. یافته‌ها حاکی از آن است که شرایط علّی نظیر ظرفیت‌ها و قابلیت‌های توسعه‌ای کسب‌وکارهای روستایی و چالش‌ها و موانع بهره‌برداری از ظرفیت‌های موجود آن، در کنار شرایط زمینه‌ای چون بسترهای اجتماعی، فرهنگی و ساختاری روستاها، و شرایط مداخله‌گر مانند شاخص‌ها و بسترهای پایداری و نفوذپذیری در شبکه‌سازی کسب و کارها، بر فرایند شبکه‌سازی اثرگذارند. راهبردهای شناسایی‌شده شامل توسعه زیرساختها، آموزش و توانمندسازی و ایجاد اکوسیستم نوآوری و همکاریهای شبکه‌ای در کسب و کارهای روستایی می‌باشد که پیامدهایی همچون افزایش تاب‌آوری اقتصادی، ارتقای رقابت‌پذیری و تقویت انسجام اجتماعی را برای روستاها به همراه خواهد داشت. این مؤلفه‌ها بخشی از سازوکار تحقق شبکه‌سازی راهبردی هستند، نه پدیده‌هایی مستقل از آن. از این رو، مدل دارای انسجام نظری و ارتباط مفهومی قوی با پدیده‌ی مرکزی است و فرایند گذار کسب‌وکارهای روستایی از پراکندگی به هم‌افزایی از طریق شبکه‌سازی راهبردی را به‌صورت نظام‌مند و پارادایمی تبیین می‌کند. بر این اساس می‌توان گفت که شبکه‌سازی راهبردی، نه‌تنها پاسخی به چالش‌های موجود در محیط‌های روستایی است، بلکه زمینه‌ساز ارتقای بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها، توسعه بازار و در نهایت پیشرفت اقتصادی این مناطق نیز می‌باشد. مدل پارادایمی ارائه‌شده، چارچوبی مفهومی برای تحلیل و تقویت فرآیند شبکه‌سازی راهبردی کسب‌وکارهای روستایی فراهم می‌سازد و می‌تواند به‌عنوان الگویی کارآمد در برنامه‌ریزی پیشرفت روستایی مورد استفاده قرار گیرد. در این مطالعه ضمن تأکید بر بومی‌سازی مدل‌های شبکه‌سازی که در مرحله‌ی تحلیل داده‌ها و تدوین مدل پارادایمی انجام شده و ترکیب سرمایه اجتماعی با فناوری‌های نوین به تحلیل نظری یافته‌ها در پرتو ادبیات پیشین، و پیامدهای عملی مدل پرداخته شده و مسیرهای پژوهشی آینده مانند تحلیل تطبیقی این مدل در مناطق مختلف جغرافیایی ایران و توسعه مدل‌های کمی برای سنجش اثربخشی شبکه‌ها، پیشنهاد گردیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردی استراتژی‌های بهینه معیشت پایدار در شرایط خشکسالی به‌منظور مقابله با مهاجرت (مطالعه موردی: منطقه سیستان)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132409.html</link>
      <description>شغل غالب جوامع‌محلی منطقه سیستان کشاورزی، دامداری و صیادی بوده است. با توجه به وابستگی فعالیت‌های اقتصادی به آبگیری تالاب بین المللی‌هامون، خشکسالی‌های مداوم منجربه رکود فعالیت‌های اقتصادی شده است. هدف این تحقیق، تحلیل راهبردی انتخاب و اولویت‌بندی استراتژی بهینه معیشت‌پایدار منطقه سیستان می‌باشد، بدین منظور جمع‌آوری اطلاعات با پرسشنامه‌ به روش طبقه‌بندی شده، از جامعه آماری۲۵۰ نفر جوامع‌محلی و ۵۰ کارشناس انتخاب شد. بررسی و تحلیل داده‌ها و راهبردهای مناسب با مدلSWOT و اولویت‌بندی استراتژی‌های انتخاب شده با مدل QSPM بررسی گردید. نتایج بررسی نقاط قوت نشان داد، جوامع‌محلی، وجود دانش بومی روستاییان در ارتباط با راه‌های تامین معیشت پایدار با توجه به موقعیت منطقه با امتیاز ۲۱۸/۰ در اولویت قرار دادند، اما کارشناسان وجود نیروی انسانی بومی و علاقه‌مند با امتیاز ۲۰۸/۰ در اولویت قرار دادند. بررسی نقاط ضعف نشان داد، جوامع محلی خشکسالی را با امتیاز ۰۶۵/۰، و کارشناسان خشکسالی را با امتیاز ۱۰۴/۰ در اولویت قرار دادند. بررسی فرصت‌ها نشان داد، جوامع محلی ارائه تسهیلات اعتباری و وام به منظور رونق دامداری و دامپروری را با امتیاز ۲۲۴/۰ در اولویت قرار دادند و وجود نیروی انسانی تحصیل کرده با امتیاز ۲۱۹/۰ در اولویت کارشناسان قرار گرفت. نتایج تهدیدات نشان داد، تشدید خشکسالی‌های مداوم با امتیاز ۰۷۶/۰ از دیدگاه جوامع محلی و با امتیاز ۰۵۹/۰ از دیدگاه کارشناسان در اولویت قرار دارد. طبق ماتریس SWOT راهبرد SO انتخاب شد و طبق ماتریس QSPM، توجه بخش دولتی و مسئولان مربوطه به توسعه زیرساخت‌های اقتصادی در منطقه، ارائه تسهیلات و وام‌های دولتی به بخش کشاورزی، دامداری و... و همچنین ارائه تسهیلات به زنان خانه‌دار به منظور توسعه و گسترش فعالیت‌های اقتصادی کوچک مقیاس و متوسط مثل صنایع‌دستی، سوزن‌دوزی، خیاطی و... و تدوین و برنامه‌ریزی به منظور تنوع معیشتی متناسب با ظرفیت‌های منطقه در اولویت‌های اول تا سوم هر دو گروه قرار دارد. در سیستان با توجه به تشدید خشکسالی‌ها، عمده فعالیت‌های اقتصادی رو به نابودی است، همچنین با تشدید طوفان‌های گردوغباری زندگی و سلامت جوامع‌محلی تحت تاثیر قرار گرفته، لذا در شرایط کنونی در صورتی که جوامع‌محلی معیشت پایداری نداشته باشند، تمایل به مهاجرت روستاییان افزایش می‌یابد، بنابراین تدوین و برنامه‌ریزی به منظور مقاوم-سازی و تامین معیشت‌پایدار به منظور جلوگیری از مهاجرت در منطقه سیستان الزامی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شبکه همکاری تعاونی‌های دامی در راستای تبادل اطلاعات و منابع</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132412.html</link>
      <description>همکاری نهادی یکی از راهبردهای کلیدی در جهت کاهش هزینه‌ها، تسهیم اطلاعات، بهبود کارایی و در نتیجه افزایش رقابت‌پذیری به شمار می‌رود. بسیاری از نهادها علی‌رغم برخورداری از پیوندهای همکاری، فاقد ساختار شبکه‌ای منسجم و کارآمد برای تبادل منابع و تسهیم اطلاعات هستند. بنابراین، بدون آگاهی از ضعف‌های ساختاری قادر به مدیریت روابط شبکه نخواهند بود. با وجود مطالعات گسترده در خصوص شبکه‌های همکاری، پژوهش‌های مرتبط با ساختار و کارکرد شبکه‌های همکاری در بخش تعاون محدود است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تحلیل شبکه همکاری تعاونی‌های دامی استان تهران در راستای تبادل اطلاعات و منابع انجام شد. بدین منظور روابط همکاری مدیران عامل فعال در 18 تعاونی‌ها/اتحادیه دامی در استان تهران در قالب یک ماتریس وزن‌دار گردآوری و داده‌های حاصل از این ماتریس با مبنای مفروضات و سنجه‌های تحلیل شبکه اجتماعی پردازش شدند. نتایج نشان داد که شبکه همکاری در تعاونی‌های مورد مطالعه دارای انسجام درونی اندکی بوده و کنشگران از مسیرهای ارتباطی طولانی (یا چند واسطه‌ای) با یکدیگر در تعامل هستند. همچنین، اتحادیه به‌عنوان یک کنشگر کلیدی نقش فعال در هدایت روابط همکاری دارد و انجمن منسجمی را در رابطه با برخی تعاونی‌ها تشکیل داده است. بر اساس یافته‌های پژوهش اغلب تعاونی‌ها در ساختار ارتباطی محدود و اشباع قرار دارند و توسعه شبکه ارتباطی آن‌ها مستلزم تنوع‌بخشی به فرصت‌ها و زمینه‌های همکاری مشترک است. بر این اساس، تقویت پیوندهای افقی، توسعه خوشه‌های محلی، توانمندسازی تعاونی‌های کوچک‌تر و استفاده از پلتفرم‌های تبادل اطلاعات دیجیتال می‌تواند منجر به افزایش انسجام، تعادل قدرت و پایداری ارتباطات نهادی در شبکه تعاونی‌های دامی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر ارتقای کشاورزی قراردادی در تعاونی‌های تولید روستایی استان چهارمحال و بختیاری</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132413.html</link>
      <description>نظام کشاورزی قراردادی، به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین در مدیریت تولیدات کشاورزی، سازوکاری برای ساماندهی معاملات و توسعه مشارکت میان بخش‌های مختلف زنجیره ارزش محصولات کشاورزی محسوب می‌شود. این نظام، دسترسی خرده‌مالکان به بازارهای فروش را تسهیل می‌کند و درنتیجه، موجب بهبود درآمد و کاهش ریسک فعالیت‌های تولیدی آنان می‌شود. با توجه به اهمیت چندبعدی این پدیده، شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر بهبود آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بر این اساس در این پژوهش، سعی شد معیارها و زیرمعیارهای مهم و مؤثر بر رونق کشاورزی قراردادی در استان چهارمحال و بختیاری شناسایی و وزن نسبی آن‌ها تعیین گردد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق، توصیفی &amp;amp;ndash; پیمایشی است. جامعه آماری شامل 45 نفر از مدیران عامل و رؤسای هیئت‌مدیره تعاونی‌های تولید روستایی، کارشناسان و خبرگان مدیریت تعاون روستایی و استادان دانشگاهی متخصص در این حوزه بود. روش نمونه‌گیری در این پژوهش به‌صورت هدفمند بود که با شیوه گلوله برفی انجام‌شده است. بر اساس روش دلفی و از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته، معیارهای مؤثر در ارتقای کشاورزی قراردادی شناسایی و پس کدگذاری با نرم‌افزار MAXQDA18، در قالب مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت طی دو دور سنجش و درنهایت 5 معیار اصلی و 28 زیرمعیار استخراج شد. به‌منظور اولویت‌بندی، روش فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی در نرم‌افزار Expert Choice بر اساس قضاوت خبرگان و مقیاس 9 درجه‌ای به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد عوامل درون‌سازمانی با بیشترین وزن(345/0) مهم‌ترین نقش را در رونق کشاورزی قراردادی دارد و پس‌ازآن پیامدهای اقتصادی-عملکردی (187/0)و رضایت‌مندی ذی‌نفعان (180/0) قرار گرفتند؛ در مقابل، عوامل برون‌سازمانی (146/0) و چالش‌ها و موانع توسعه (141/0) کمترین اثر را داشتند. در تحلیل زیرمعیارها مشخص شد اهداف مشترک(047/0)، بازرسی مداوم(041/0) و ریسک‌پذیر نبودن(039/0) در عوامل درون‌سازمانی، زنجیره ارزش(053/0) و عوامل اقتصادی(036/0) در عوامل برون‌سازمانی و افزایش کارایی شرکت‌ها(048/0) و استفاده بهینه از قابلیت‌های منطقه(0435/0) در پیامدهای اقتصادی بیشترین اهمیت را داشتند. همچنین نظارت‌های دائمی(086/0) و افزایش بازدهی(086/0) در رضایت‌مندی ذی‌نفعان و نبود زیرساخت مناسب(048/0) و کمبود سرمایه(035/0) در چالش‌های توسعه، به‌عنوان مؤثرترین زیرمعیارها شناسایی شدند. بر اساس یافته‌ها، پایداری و اثربخشی کشاورزی قراردادی به‌جای تکیه بر عوامل بیرونی، به شکل‌گیری و تقویت عوامل درونی نظیر سرمایه‌های اجتماعی و مدیریتی وابسته است. ازاین‌رو، پیشنهاد می‌شود که سیاست‌گذاران و مدیران تعاونی‌های روستایی بر توانمندسازی ساختارهای داخلی، ایجاد اعتماد متقابل و روابط شفاف میان ذی‌نفعان تمرکز کنند. این استراتژی، ضمن ارتقای کارایی و بهره‌وری، می‌تواند نقش تعاونی‌ها را به نهادی توانمندساز و درآمدزا تبدیل کند. درنتیجه، تمرکز بر هماهنگی سازمانی و اهداف مشترک به‌جای صرفاً حمایت‌های دولتی، منجر به توسعه پایدار اقتصادی و کاهش فقر در مناطق روستایی خواهد شد. این رویکرد، زمینه را برای بهره‌وری بیشتر و رضایت همه‌جانبه ذی‌نفعان فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادراک اثرات طرح سایبان‌های کشاورزی در توسعه روستایی از منظر کشاورزان: مورد مطالعه استان فارس</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132414.html</link>
      <description>یکی از راهکارهای عملی و علمی برای کاهش آسیب‌های ناشی از تغییرات اقلیم، استفاده از پوشش سایبان در باغات و مزارع است که در زمره مؤثرترین روش‌های محافظت از محصولات در برابر تنش‌های اقلیمی به‌شمار می‌رود. استفاده از این فناوری در سطح جهانی رو به رشد است. در کشور ایران نیز طرح توسعه سایبان به عنوان راهکاری نوین در حوزه کشاورزی مطرح شده که در این زمینه استان فارس به عنوان یکی از استان‌های پیشرو محسوب می‌شود. از این رو، بررسی دیدگاه کشاورزان پیرامون اثرات طرح توسعه سایبان در مزارع و باغات این استان ضروری است. بدین منظور پرسشنامه‌ای توسط محققان طراحی شد. به‌منظور محاسبه پایایی پرسشنامه از دو روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. جهت تعیین روایی پرسشنامه تحقیق، علاوه بر تأیید روایی صوری پرسشنامه با اصلاح نظرات اساتید و متخصصان موضوعی از میانگین واریانس استخراج شده برای تعیین میزان روایی همگرا و از معیارهای فورنل-لارکر و بارهای عاملی متقابل برای تعیین میزان روایی تشخیصی استفاده شد. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و Smart-PlS3.3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آماره‌های توصیفی و آمار استنباطی بهره گرفته شد. یافته‌های حاصل از آمار استنباطی با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد دیدگاه بهره-برداران پیرامون اثرات پوشش سایبان زراعی و باغی داری سه بُعد اصلی (اقتصادی، اجتماعی و محیطی) بود که همگنی و پایایی آن‌ها مورد تأیید واقع شد. نتایج حاصل از آزمون t تک نمونه‌ای حاکی از آن بودکه در بُعد اقتصادی، میانگین تمامی مؤلفه‌ها از حد متوسط بالاتر بوده است. در بُعد اجتماعی نیز، میانگین مؤلفه‌های مشارکت و ارتباطات اجتماعی، و آموزشی از حد متوسط بالاتر بوده و در سطح مطلوب قرار گرفته است، لیکن، پیامدهای اجرای طرح بر وضعیت مؤلفه‌های روانشناختی و اعتماد اجتماعی در سطح نامطلوب بوده و منفی ارزیابی شدند. در بُعد کیفیت محیطی نیز میانگین مؤلفه‌ محیط غیرزیستی (فیزیکی) از حد متوسط بالاتر بوده و دارای سطح مطلوبی است. اما مؤلفه‌ محیط زیستی (بیولوژیکی) از حد متوسط پایین‌تر بوده و در سطح نامطلوبی می‌باشد. با توجه به یافته‌ها، اجرای طرح توسعه سایبان در استان فارس در بُعد اقتصادی موفقیت نسبی داشته، اما در ابعاد اجتماعی و محیطی نیازمند اصلاحات مدیریتی است. بنابراین، پیشنهاداتی چون برگزاری کارگاه‌های آموزشی، افزایش حمایت‌های مالی، تشکیل گروه‌های مشورتی محلی و استفاده از روش‌های کشاورزی پایدار به‌منظور بهبود اجرای طرح و افزایش مشارکت کشاورزان ارائه شده است. این مطالعه نشان داد که مدیریت همزمان چالش‌های اجتماعی، اقتصادی و محیطی ضروری است تا این طرح بتواند به‌عنوان الگویی از توسعه کشاورزی پایدار در سایر مناطق کشور نیز مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تغییرات متغیرهای آب و هوایی و قیمت بر سطح زیرکشت محصولات زراعی دیم در مناطق روستایی استان کردستان</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132415.html</link>
      <description>تغییرات متغیرهای آب و هوایی از مهمترین منابع ریسک در بخش کشاورزی محسوب می‌گردد و اثرات چشمگیری بر عملکرد و قیمت محصولات کشاورزی به ویژه محصولات دیمی دارد. در این راستا، در مطالعه حاضر تلاش شد تا واکنش سطح زیرکشت محصولات گندم، نخود و جو دیم در مناطق روستایی 5 شهرستان عمده تولیدکننده این محصولات در استان کردستان نسبت به تغییرات قیمت و متغیرهای آب و هوایی مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور با بهره‌گیری از رهیافت تابع تولید تصادفی جاست و پاپ توابع عملکرد و ریسک عملکرد این محصولات با در نظر گرفتن فاکتورهای اقلیمی با استفاده از تکنیک برآورد داده‌های پانل برای داده‌های ترکیبی سری زمانی و مقطعی (5 شهرستان عمده به عنوان قطب‌های تولیدکننده این محصولات) طی دوره زمانی 1401-1366 برآورد گردید. نتایج حاصله نشان داد که متغیرهای بارندگی، دمای حداقل دوره رشد و متوسط رطوبت نسبی دوره رشد بر عملکرد محصولات تآثیر مثبت داشته و متوسط دمای حداکثر دوره رشد و سرعت باد بر عملکرد محصولات منتخب تأثیر منفی دارد. نتایج برآورد تابع ریسک عملکرد حاکی از آن بود که بارندگی و متوسط دمای حداقل دوره رشد جزء فاکتورهای ریسک کاهنده و متوسط دمای حداکثر و متوسط حداکثر سرعت باد دوره رشد جزو فاکتورهای ریسک افزا محصولات زراعی یاد شده می‌باشند. نتایج برآورد توابع واکنش سطح زیرکشت این محصولات حکایت از آن دارد با افزایش سود انتظاری محصول، سطح زیرکشت آن نیز افزایش یافته و با افزایش واریانس سود انتظاری هر محصول، سطح زیرکشت آن محصول کاهش می‌یابد. با افزایش نوسانات سود محصول گندم دیم سطح زیرکشت نخود دیم افزایش یافته و با افزایش واریانس سود محصول گندم دیم، سطح زیرکشت محصول جو دیم نیز افزایش می‌یابد و بالعکس. یافته‌های تحقیق موید آن ‌است که با افزایش ثروت کشاورزان، سطح زیرکشت گندم و نخود افزایش می یابد لذا گندم‌کاران و نخود‌کاران دارای ترجیحات ریسک گریزی مطلق کاهشی بوده و در مقابل جوکاران دارای ترجیحات ریسک گریزی مطلق ثابت می‌باشند. لذا هنگام افزایش ریسک بازار، سیاستهای غیرقیمتی برای افزایش سطح زیرکشت جو و سیاستهای قیمتی برای محصولات گندم و نخود می توانند موثر واقع شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات بازارچه‌های مرزی بر توسعه مناطق مرزی (مورد مطالعه: بازارچه مرزی میلک و میرجاوه، استان سیستان و بلوچستان)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132416.html</link>
      <description>ایجاد بازارچه‌های مرزی از شناخته‌ترین روش‌های توسعه مناطق مرزنشین می‌باشد. با توجه به اهمیت تجارت و بازرگانی به‌عنوان موتور محرکه رشد اقتصادی، بازارچه‌های مرزی نهادهایی هستند که عملکرد مطلوب آن‌ها زمینه‌ساز تعادل بخشی فضایی و افزایش عدالت توزیعی و توسعه بین مناطق می‌گردد. لذا این تحقیق با هدف بررسی اثرات بازارچه‌های مرزی بر توسعه مناطق مرزی انجام شده است. این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی، از نظر امکان کنترل متغیرها از نوع میدانی و از لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی &amp;amp;ndash; پیمایشی می‌باشد. در واقع پژوهش حاضر، پژوهشی توصیفی از نوع اکتشافی و تأییدی است. جامعه آماری تحقیق، خانوارهای مناطق مناطق تحت پوشش بازارچه‌های مرزی (محدوده 20 کیلومتری بازارچه) می‌باشند که براساس روش نمونه‌گیری تصادفی انتسابی و به روش سیستماتیک انتخاب شدند. بر این اساس 227 خانوار از محدوده بازارچه میلک و 173 خانوار از محدوده بازارچه مرزی میرجاوه انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که 4 عامل کلیدی (سیاسی و امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و فضایی و کالبدی) به عنوان اثرات بازارچه‌های مرزی بر توسعه مناطق مرزی در دو بازارچه مورد بررسی تاثیرگذار است. همچنین نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول نیز مدل نظری تحقیق را تایید نمود و نیز نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم نشان داد که در بین بارهای عاملی مرتبه دوم، سازه سیاسی و امنیتی (89/0) بیشترین تاثیر، و سپس به ترتیب سازه اقتصادی (49/0)، سازه اجتماعی و فرهنگی (38/0)، و سازه فضایی و کالبدی (33/0) کمترین تاثیر را روی سازه اصلی (اثرات بازارچه‌های مرزی بر توسعه مناطق مرزی) دارند. برمبنای یافته‌های تحقیق، مشخص گردید که بازارچه‌های مرزی بیشترین تاثیری که در توسعه مناطق مرزی داشته‌اند در خصوص مسائل سیاسی و به خصوص امنیتی بوده و در سایر حوزه‌ها به خصوص عوامل اقتصادی و اجتماعی مناطق مرزی تاثیر چندانی نداشته است، لبنابراین پیشنهاد می‌شود برای افزایش تأثیر بازارچه‌های مرزی، به مردم بومی اجازه فعالیت تجاری بیشتری داده شود و امتیازات قانونی ویژه‌ای برای حمایت از دادوستد و فعالیت تجاری آنان در نظر گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین وضعیت روحیه کارآفرینانه روستاییان در غرب استان گلستان</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132419.html</link>
      <description>در بسیاری از برنامه‌ها و سیاست‌های توسعه روستایی، تمرکز اصلی بر جنبه‌های اقتصادی، فیزیکی و زیرساختی سیستم بوده و ابعاد روان‌شناختی و شخصیتی روستاییان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. توسعه پایدار روستایی تنها زمانی تحقق می‌یابد که در کنار حمایت‌های مالی و فنی، به تحول نگرش، انگیزش، توان روانی و خودباوری افراد توجه شود. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی مؤلفه‌های روحیه کارآفرینانه کارآفرینان روستایی غرب استان گلستان است. این تحقیق از نوع کاربردی و از لحاظ جمع‌آوری داده‌ها از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل ۲۴۰ نفر از کارآفرینان روستایی غرب استان گلستان در سال ۱۴۰۳ بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، ۱۴۴ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی متناسب انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه‌ای بود که روایی (صوری و محتوایی) آن توسط متخصصان توسعه روستایی و اعضای هیات علمی دانشگاه تأیید شد؛ روایی تشخیصی با استفاده از شاخص میانگین واریانس استخراج شده به دست آمد؛ و پایایی پرسشنامه با استفاده از محاسبه آلفای کرونباخ و نیز پایایی ترکیبی تأیید گردید. داده‌های پرسشنامه محقق‌ساخته با هشت مؤلفه (شامل استقلال‌طلبی، ریسک‌پذیری، اعتماد‌به‌نفس، نیاز به موفقیت، خودکارآمدی، خلاقیت و نوآوری، مرکز کنترل درونی و تحمل ابهام)، با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS v26 و SmartPLS v3 تحلیل شدند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که دو مؤلفه مرکز کنترل درونی و تحمل ابهام به دلیل عدم معنی‌داری از مدل حذف شدند و مدل اصلاح‌شده با شش عامل استقلال‌طلبی (706/0=&amp;amp;beta;، مؤثرترین عامل)، ریسک‌پذیری (682/0=&amp;amp;beta;)، خودکارآمدی (556/0=&amp;amp;beta;)، نیاز به موفقیت (512/0=&amp;amp;beta;)، اعتماد‌به‌نفس (442/0=&amp;amp;beta;)، و خلاقیت و نوآوری (326/0=&amp;amp;beta;)، به ترتیب از مهم‌ترین تا کم ‌اهمیت‌ترین مؤلفه‌های روحیه کارآفرینانه از نظر کارآفرینان روستایی بودند. لذا، برنامه‌ریزان توسعه روستایی باید با تمرکز بر ابعاد روان‌شناختی و شخصیتی کارآفرینان و توجه به ابعاد نرم‌افزاری توسعه در کنار زیرساخت‌های فیزیکی و حمایتی، زمینه را برای تبدیل ایده‌ها به کسب‌وکارهای عملیاتی و پایدار روستایی فراهم سازند. در این راستا ایجاد محیط‌های انگیزشی و حمایتی برای رشد ایده‌ها و خلاقیت و نوآوری‌ در میان جوانان روستایی، تقویت اعتمادبه‌نفس، خودکارآمدی و امید به آینده از طریق توانمندسازی روستاییان با آموزش‌های ترویجی، مشاوره‌های فردی و گروهی و نیز الگوسازی از کارآفرینان موفق روستایی برای ترویج فرهنگ کارآفرینی و افزایش باورپذیری به کسب موفقیت در کسب‌وکارهای محلی و بومی پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نگرش روستاییان به اثرات طایفه‌گرایی بر کیفیت مدیریت روستایی (مطالعه موردی: روستاهای منطقه سیستان)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132424.html</link>
      <description>وجود ترکیب‌های متنوع قومی (سیستانی و بلوچ) و مذهبی (شیعه و سنی) در روستاهای سیستان و واگذاری مدیریت روستاها به شوراها و دهیاری‌ها در سیستم جدید مدیریتی کشور، تأثیر گرایش‌های طایفه‌ای در انتخاب مدیران محلی و نهایتاً تأثیر آن بر کیفیت مدیریت روستایی را آشکار ساخته است. بر این اساس، تحقیق حاضر با هدف بررسی اثرات طایفه‌گرایی بر کیفیت مدیریت در روستاهای سیستان و ارائه راهکارهای مناسب انجام گردیده است. این پژوهش، بر پایه ترکیبی از روش‌های توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و پیمایشی می‌باشد که در آن، جامعه آماری پژوهش را 9356 نفر از افراد دارای شرایط سنی رأی دادن در خانوارهای ساکن در 40 روستای نمونه دارای شورا و دهیاری منطقه سیستان تشکیل دادند که بر اساس فرمول کوکران 369 نفر به‌عنوان حجم نمونه به شیوۀ تصادفی انتخاب شده‌اند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه بود که روایی آن بر اساس نظر صاحب‌نظران تأیید شد. به‌منظور بررسی سطح پایایی آن نیز ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها با کمک نرم‌افزارهای SPSS، ArcGIS،Expert Choice و با استفاده از مدل ARAS و آزمون‌های رگرسیون خطی و چند متغیره گام‌به‌گام انجام گردیده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که روستاهای سیستان از نظر سطح کیفیت مدیریت روستایی و شدت طایفه‌گرایی تفاوت معناداری با یکدیگر دارند. همچنین بررسی شدت اثرات طایفه‌گرایی بر کیفیت مدیریت روستاهای موردمطالعه بر اساس نتایج آزمون رگرسیون در سطح اطمینان 99 درصد مؤید آن است که 5/13 درصد از نوسانات کیفیت مدیریت روستاها، از طریق شدت طایفه‌گرایی قابل پیش‌بینی می‌باشد. با توجه به نتایج پژوهش، اتخاذ تدابیری به منظور هدایت جوامع روستایی در جهت‌های درست و دوراندیشانه برای انتخاب مدیران محلی بر اساس شایسته سالاری و دانش و تجربه الزامی است. در این راستا، تعامل بین ساختارهای رسمی مدیریتی و شبکه‌های اجتماعی غیررسمی بایستی به صورت هم افزایی سازماندهی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثر محدودیت‌ اعتباری بر تولید سیب‌زمینی در مناطق روستائی شهرستان کبودرآهنگ</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132427.html</link>
      <description>هر چند که توسعه پایدار کشاورزی به عنوان محور امنیت غذایی و رشد اقتصادی، همواره موردتوجه سیاست‌گذاران بوده است با این حال، کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، با موانع ساختاری متعددی از جمله محدودیت‌های مالی تولیدکنندگان روستائی مواجه هستند. این محدودیت‌ها، دستیابی به سطوح بهینه نهاده‌ها و تولید را در بخش کشاورزی با چالش مواجه کرده است. از این رو مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثرات محدودیت بودجه بر تولید سیب‌زمینی در روستاهای شهرستان کبودرآهنگ، انجام شد. اطلاعات و داده‌های موردنیاز از طریق تکمیل پرسشنامه از 154 سیب‌زمینی‌کار مناطق روستائی شهرستان در سال زراعی 1402-1401 جمع‌آوری گردید برای تحلیل داده‌ها و نیل به هدف پژوهش از تابع تولید غیرمستقیم با فرم ترانسلوگ استفاده شد. نتایج برآورد تابع ترانسلوگ نشان داد که قیمت نهاده‌های کودشیمیایی، بذر، سم و آب و نیز میزان بودجه در دسترس تاثیر معنی‌داری بر مقدار تولید سیب‌زمینی دارد. در این بین برآورد کشش تولید نسبت به قیمت نهاده‌ها نشانگر آن بود بیشترین حساسیت مربوط به کود شیمیایی (۳8/۰-) می‌باشد. محاسبه و نیز برآورد سهم تقاضای نهاده‌ها نشان داد که کود شیمیایی با سهم ۴۴/۰، پرهزینه‌ترین نهاده برای کشاورزان است. ضریب لاگرانژ بزرگ‌تر از یک (38/۱) مؤید وجود محدودیت بودجه در بین کشاورزان روستائی منطقه می‌باشد. علاوه بر این، بازده نسبت به مقیاس معادل ۸5/۰ حاکی از کاهشی بودن بازده در منطقه موردمطالعه می‌باشد. بر اساس یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود تدابیر و راهکارهای لازم جهت تثبیت قیمت عوامل تولید در راستای عدم افزایش هزینه تولید و کاهش اثر سوء محدودیت اعتباری از جانب متولیان امر اتخاذ گردد زیرا به واسطه غلبه بر مشکل ضعف سرمایه می‌توان کارایی مزارع و بهره‌وری عوامل تولید را در مناطق روستائی ارتقا داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی راهکارهای هوشمندسازی روستا از دیدگاه کارشناسان: موردمطالعه شهرستان شاهرود</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132429.html</link>
      <description>بسیاری از روستاها باوجود توانمندی‌های بالقوه، درشرایط فقر و توسعه‌نیافتگی قرار دارند. با پیشرفت فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوشمندسازی، مفهوم "روستاهای هوشمند" مطرح شده است. روستاهای هوشمند خدمات نوین و بهبود کیفیت زندگی را فراهم آورده و شکاف بین سطح رفاه روستا و شهر را کاهش داده‌اند. برای توسعه روستاهای هوشمند، باید سیاست‌های تسهیل‌کننده نوآوری و دانش روستایی دنبال شود. براین اساس پژوهش حاضر با هدف کلی شناسایی راهکارهای هوشمندسازی روستاهای شهرستان شاهرود انجام شد. جامعه آماری پژوهش۱۲۰ نفر از کارشناسان متخصص شامل دهیاران روستاهای شهرستان، کارشناسان پست بانک و مخابرات اداره کل مخابرات استان سمنان و شهرستان شاهرود، کارشناسان اداره ترویج و آموزش جهاد کشاورزی شهرستان شاهرود و شهر بسطام، پارک علم و فناوری دانشگاه صنعتی شاهرود، کارشناسان حوزه روستایی فرمانداری شاهرود و بخشداری بسطام، جهاد کشاورزی شهرستان شاهرود و شهر بسطام، بخشداری‌های بسطام و بیارجمند و اداره کل اطلاعات و ارتباطات استان سمنان بودند. مطالعه به روش سرشماری انجام شد. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق ساخته‌ای بود که روایی آن با استفاده از نظر خبرگان و متخصصان دانشگاهی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 87/0-96/0 تأیید گردید. تجزیه‌ و تحلیل داده&amp;amp;rlm;ها با استفاده از نرم‌افزارهایSPSS23 وSMART PLS انجام شد. تحلیل عاملی تأییدی چهار راهکار کلیدی هوشمندسازی شامل زیرساختی-پشتیبانی، راهکارهای اقتصادی، راهکارهای مدیریتی-نهادی و راهکارهای اجتماعی-فرهنگی را شناسایی کرد. همه این راهکارها معنی‌دار بودند. نتایج نقش مهم جوانان تحصیل‌کرده را در پیشبرد پروژه‌های هوشمندسازی روستایی نشان می‌دهد که ناشی از سواد دیجیتال و قابلیت‌های نوآورانه آنان است. با وجود دسترسی کامل به برق (۱۰۰درصد) و تلفن‌های هوشمند (۹۷ درصد)، کمبود تخصص و تجربه عملی در پروژه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات (۶۲ درصد هیچ مشارکت قبلی نداشتند) همچنان به‌عنوان یک چالش عمده باقی مانده است. نتایج نشان داد که مهمترین راهکارهای هوشمندسازی روستاها، تقویت زبان‌های خارجی مرتبط با بکارگیری فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی راهبردهای سازگاری کشاورزان خرده مالک شهرستان زرقان برای مقابله با تغییر اقلیم</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132430.html</link>
      <description>مقدمهکشاورزان (عمدتاً خرده مالکان) در کشورهای در حال توسعه به دلیل وابستگی شدید به کشاورزی و منابع طبیعی، احتمالاً بیشتر از کشاورزان کشورهای توسعه یافته تحت تأثیرات منفی تغییرات اقلیمی قرار می‌گیرند. بنابراین، اقدامات سازگاری برای مقابله با این فشار ضروری است. در واقع سازگاری کشاورزان یکی از کارآمدترین شیوه‌های است که از آن می‌توان در کاهش آسیب‌پذیری نسبت به تغییرات اقلیمی و افزایش انعطاف‌پذیری بهره جست و عوامل تهدید کننده‌ محیطی را به فرصت‌های مناسب مدیریتی تبدیل نمود. از طرفی، آگاهی و درک از رفتار سازگاری کشاورزان نسبت به تغییرات اقلیمی یک نقطه‌ شروع مهم برای پرداختن به سیاست‌های فعلی و آینده است و به سیاست‌گذاران به منظور تدوین برنامه‌های منطقی و تخصیص بهینه‌ اعتبارات کمک می‌کند. از این رو هدف از پژوهش حاضر نیز بررسی راهبردهای سازگاری کشاورزان خرده مالک شهرستان زرقان با تغییرات اقلیم بود.مواد و روشپژوهش حاضر به لحاظ پارادایم جزو مطالعات کیفی بود که با رویکردی اکتشافی انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان این تحقیق را کشاورزان خرده مالک شهرستان زرقان تشکیل دادند. روش نمونه‌گیری در این مطالعه هدفمند و با تکنیک نمونه‌گیری بحرانی بود که با استفاده از شاخص اشباع نظری تا رسیدن به اطلاعات سودمند، 65 نفر از کشاورزان به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ انفرادی عمیق نیمه ساختار یافته و پرسشنامه‌ باز صورت گرفت. تکنیک تجزیه و تحلیل داده‌ها تحلیل محتوا و با استفاده از نرم افزار MAXQDA_v24 بود.نتایج و بحثنتایج پژوهش با استفاده از تحلیل محتوا نشان داد که کشاورزان خرده مالک برای سازگاری با تغییر اقلیم از سه دسته راهبرد فنی_زراعی (استفاده از بذر مقاوم، کاهش میزان بذر، کشت ارقام مقاوم به شوری، تغییر الگوی کشت به محصولات کم آب‌بر، تغییر تاریخ کشت، کاهش سطح زیر کشت، مانند تسطیح و یکپارچه‌سازی اراضی، تبدیل مقداری از زمین کشاورزی به باغ (انار، پسته و ..)، آیش گذاشتن زمین، استفاده از خاکورزی حفاظتی، ایجاد استخر آب، لایروبی کانال‌های آبیاری، استفاده از آبیاری قطره‌ای، کاهش تعداد دفعات آبیاری، ایجاد سایه با کشت درختان در اطراف مزرعه، کاهش میزان استفاده از کود شیمیایی، استفاده از کودهای حیوانی و ارگانیک، استفاده از مدیریت تلفیقی آفات، کاهش استفاده از سموم و تغییر زمان استفاده از سموم)؛ راهبرد اقتصادی_مالی (بیمه محصولات کشاورزی، شرکت در تعاونی‌های تولید، دریافت وام، قرض گرفتن، تغییر شغل، فروش دارایی‌ها، اجاره زمین کشاوری، استفاده از نیروی کار خانوادگی)، راهبرد اجتماعی‌_فرهنگی (مهاجرت، دعا کردن، استفاده از پیش‌بینی‌های هواشناسی، شرکت در کلاس‌های ترویجی، استفاده از نظرات متخصصان و استفاده از نظرات سایر کشاورزان) استفاده می‌کنند.نتیجه‌گیری با توجه به نتایج بدست آمده کشاورزان از راهبردهای گوناگونی برای سازگاری با تغییر اقلیم استفاده می‌کنند به منظور بهبود وضعیت سازگاری کشاورزان راهکارهای همچون استفاده از ظرفیت‌های بالقوه منطقه برای اشتغال‌زایی و تنوع بخشیدن به معیشت جوامع روستایی، افزایش راندمان آبیاری در کشاورزی با توسعه سیستم‌های آبیاری نوین، توسعه مدل‌های اقلیمی منطقه‌ای و محلی با توانایی پیش‌بینی دقیق‌تر الگوهای آب و هوایی و غیره ارائه شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل معماری- اقتصادی کسب و کار روستایی از دیدگاه تولید کنندگان و صاحبان مشاغل (نمونه موردی: ناحیه 7 منظومه بابل کنار)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132431.html</link>
      <description>بناهای روستایی به عنوان محل وقوع کسب و کار جایگاه مهمی در رونق اقتصادی روستا دارند. مطالعات اندکی به بررسی جامع تأثیر معماری بر کسب ‌وکار روستایی پرداخته‌اند. در این پژوهش به بررسی عوامل معماری رونق کسب و کار روستا از دید تولید کنندگان و صاحبان مشاغل در روستاهای کوهستانی شمال ایران پرداخته شده است. نوآوری این پژوهش در توجه به سه گروه بنای معماری (تولیدی، فروش-گردشگری و ترکیبی) و مقایسه تفاوت دیدگاه در روستاهای فقیر، متوسط و توسعه یافته می باشد. این پژوهش از نوع آمیخته (کمی- کیفی) و تحلیل عاملی اکتشافی در دو مرتبه است که نهایتا 21 عامل مرتبه اول بعنوان اجزاء 7 عامل مرتبه دوم بعنوان مهمترین یافته های پژوهش دسته بندی شدند. این 7 عامل شامل &amp;amp;laquo;توسعه و پشتیبانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مزرعه گردشگری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مزرعه خلاق&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اصول معماری کسب و کار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;معماری غیر مسکونی و مجاورت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سازگاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کنترل نفوذ آفت&amp;amp;raquo; می باشد. اما در مقایسه شاخه روستاهای توسعه یافته و فقیر مشخص شد که روستاهای شبه شهری همانند دراز کلا و کبریا کلا بیشتر بر مفاهیم شهری از جمله &amp;amp;laquo;جانمایی متمرکز فضاهای تولیدی&amp;amp;raquo; تاکید دارند که این موضوع بخاطر تراکم و توجه به موضوع &amp;amp;laquo;بهداشتی بودن فضاها&amp;amp;raquo; می باشد. همچنین این روستاها بر کسب و فروش بیشتر از کار و تولید تاکید دارند که این موضوع نیز بخاطر افزایش توان اقتصادی ایشان می باشد. جهت تهیه برنامه و طرح معماری کسب و کار روستایی در ناحیه مورد نظر پیشنهاد می شود ابتدا مصادیق و روابط ساختاری عوامل 7 گانه و نوع روستا و سطح توسعه یافتگی و تفاوت نگرش این روستاها بر موضوعاتی چون همجواری و سازگاری آن تعیین و سپس واحد های پشتیبانی موجود و خلا ها مشخص شده و با تعیین اولویتها و الزامات بناها، مزارع گردشگری و خلاق و منظر و کسب و کارهای زیستی، پیشنهادات نهایی و اجرایی و چارت و وظایف احتمالی واحد توسعه پشتیبانی و تسهیل گری روستایی فراهم گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی پروژه پخش سیلاب هفتومان در تغذیه آبخوان: ارزیابی چندبعدی با رویکرد ماتریس ارزیابی سریع اثرات (RIAM) در مناطق خشک</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132432.html</link>
      <description>چکیدهاین پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد ماتریس ارزیابی سریع اثرات (RIAM) به‌منظور ارزیابی چندبعدی اثربخشی پروژه پخش سیلاب هفتومان (استان اصفهان) در تغذیه آبخوان(تحلیل فنی - عملیاتی، فیزیکی - هیدروژئولوژیکی، اکولوژیکی- محیطی و اقتصادی - اجتماعی) انجام شد. در این مطالعه تحلیل ها بر پایه بازدیدهای میدانی و ارزیابی‌های کارشناسی بود؛ معیارها و زیرمعیارها در چهار گروه اصلی تعریف و برای هر زیرمعیار امتیازهای RIAM (A1, A2, B1, B2, B3) محاسبه شد. داده‌ها و محاسبات در محیط Excel پردازش گردید. نتایج نشان داد؛ بر اساس ماتریس RIAM، مؤلفه‌های انتخاب‌شده امتیازهای متغیری نشان دادند؛ به‌عنوان نمونه افزایش حجم آب زیرزمینی دارای امتیاز ES = 36 (رده +D) بود، کارایی رسوب‌گیرها ES = 32 (رده +C)، ظرفیت انتقال کانال‌ها ES = 21 (رده +C) و افزایش راندمان تغذیه مصنوعی ES = 12 (رده +B) گزارش شدند. امتیازدهی نهایی کلی پروژه مطابق جدول‌های مطالعه در طبقه "اثرات مثبت کم" (+B) قرار گرفت (مقدار عددی امتیاز نهایی در گزارش: 54/10). تحلیل زمینه‌ای نشان داد که ناکامی در دستیابی به نتایج پایدار عمدتاً ناشی از ترکیب عوامل اقلیمی خشک و نیمه‌خشک منطقه، رسوب‌گذاری شدید در حوضچه‌ها، تخریب یا خروج از مدار اجزای کانال انتقال، ضعف در نگهداری بلندمدت و متناظر نبودن طراحی با نیازهای پایین‌دست است. نتیجه کلی نشان داد که پروژه منافع محدود و کوتاه‌مدتی ایجاد کرده و بدون اصلاحات طراحی، مدیریت رسوب و استقرار نظام پایش هیدرولوژیک و نگهداری مستمر، دستاوردهای پایداری نخواهد داشت. این یافته‌ها ضرورت انجام مطالعات مقدماتی جامع، تعبیه زیرساخت‌های پایش، طرح برنامه‌های نگهداری و مشارکت جوامع محلی را برای پروژه‌های پخش سیلاب در مناطق خشک تأکید می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی وضع مالیات سبز بر پسماندهای کشاورزی (مطالعه موردی؛ کشاورزان اردکان)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132439.html</link>
      <description>با توجه به افزایش پسماند‌های کشاورزی و نبود مدیریت اصولی برای جمع‌آوری و دفع آنها، به یکی از مشکلات جدی و تاثیرگذار بر محیط‌زیست و پایداری تولیدات کشاورزی تبدیل شده‌است. بنابراین در پژوهش حاضر با تمرکز بر کشاورزان روستایی در شهرستان اردکان، به تحلیل امکان‌سنجی وضع مالیات سبز بر پسماندهای کشاورزی، کشاورزان روستاهای شهرستان اردکان پرداخته شده‌است. برای این منظور از مدل اقتصادسنجی لاجیت و روش ارزش‌گذاری مشروط (CVM) استفاده شد. نمونه آماری شامل ۲۷۲ نفر از کشاورزان بوده و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه در سال 1401 و به صورت نمونه گیری تصادفی جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که 63/74 درصد از کشاورزان حاضر به پرداخت سالانه 400 هزار ریال برای دفع اصولی پسماند در هر هکتار زمین هستند؛ این عدد در سناریوهای پیشنهادی بالاتر (800 هزار ریال) و پایین‌تر (200 هزار ریال) نیز بررسی شد. درنهایت، میانگین تمایل به پرداخت (WTP) برای مالیات سبز 6/598 هزار ریال برآورد شد. تحلیل آماری نشان داد که افزایش درآمد سالیانه کشاورزی، تحصیلات و شاخص محیط‌زیستی تأثیری مثبت و معنادار بر تمایل به پرداخت دارند. درحالی‌که افزایش سن، تعداد اعضای خانوار و افزایش مبلغ پیشنهادی باعث کاهش این تمایل می‌شود. در سناریوی دوم، درباره پرداخت جریمه در صورت ایجاد آلودگی، 82/58 درصد حاضر به پرداخت ۳ میلیون ریال بودند و در مجموع میانگین تمایل به پرداخت جریمه نزدیک به 4 میلیون ریال برآورد شد. در این بخش نیز، تحصیلات، درآمد و نگرش محیط‌زیستی اثر مثبت و معناداری داشتند، درحالی‌که سن و تعداد خانوار اثر منفی داشتند. درنهایت، مدل‌های لاجیت در هر دو بخش توانستند با دقت نسبتاً بالا (۷۲ درصد و ۶۷ درصد) تمایل پاسخ‌گویان را پیش‌بینی کنند. نتایج حاکی است که طراحی یک نظام مالیات سبز مرحله‌ای، همراه با مشوق‌های مالی و آموزشی، می‌تواند راهکاری عملی و پذیرفتنی برای مدیریت پایدار پسماندهای کشاورزی و ابزاری کارآمد در جهت کاهش آلودگی‌های روستایی و حمایت از کشاورزی پایدار باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
