<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>روستا و توسعه</title>
    <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/</link>
    <description>روستا و توسعه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 10 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 10 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>واکـاوی چالش‌های کلیدی بهبود امنیت غذایی در استان لرستان از دیدگاه کارشناسان کشاورزی</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132443.html</link>
      <description>امنیت غذایی، وضعیتی است که در آن تمامی افراد، در تمامی زمان‌ها، دسترسی فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی به غذای کافی، سالم و مغذی دارند که نیازهای غذایی و ترجیحات غذایی آن‌ها را برای داشتن یک زندگی فعال و سالم تامین کند. این وضعیت مستلزم دسترسی پایدار به منابع غذایی، توانایی خرید و تهیه غذا، و همچنین اطمینان از کیفیت و ایمنی آن است. این تحقیق به بررسی چالش‌های اصلی بهبود امنیت غذایی در استان لرستان پرداخته است. دادهها و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 130 نفر از کارشناسان فعال و آگاه در زمینه‌های چالشهای امنیت غذایی و کشاورزی بودند. بر مبنای جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه 100 نفر تعیین گردید و نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده انجام گرفت. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که چالش‌های اصلی بهبود امنیت غذایی در این مطالعه، در قالب پنج مولفه‌ اصلی بررسی شده‌اند. هر یک از این مولفه‌ها شامل مجموعه‌ای از نشانگرها است که ابعاد مختلف چالش‌ها را تبیین می‌کنند. در میان مولفهها، فراهمی/موجودیت غذایی و پایداری بیش از سایر مولفهها از چالشهای موجود تاثیر میپذیرند. پس از آن، مولفه مصرف از اهمیت بالایی برخوردار بود که نشان‌دهنده نقش کلیدی دسترسی و استفاده بهینه از مواد غذایی است. بنابراین، نتیجه‌گیری می‌شود که فراهمی و و بهره‌برداری موثر از منابع غذایی، نه‌تنها از منظر تولید و عرضه، بلکه از دیدگاه مصرف بهینه و عدالت در دسترسی، اساسی‌ترین گام در جهت تضمین امنیت غذایی و کاهش آسیب‌پذیری در این حوزه به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر سبک‌های مدیریت دهیاری‌ها بر رشد کارآفرینی روستایی در استان لرستان با تأکید بر نقش رهبری تحول‌آفرین</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132444.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تحلیل تأثیر سبک‌های مدیریت دهیاری‌ها بر رشد کارآفرینی روستایی در استان لرستان بود. با توجه به نرخ بالای بیکاری و مهاجرت روستایی در این استان، شناخت عوامل مؤثر بر کارآفرینی از جمله سبک مدیریت محلی، یک ضرورت راهبردی است. روش تحقیق توصیفی همبستگی و جامعه آماری شامل ذی‌نفعان کلیدی (دهیاران، اعضای شورا و کارآفرینان) در روستاهای دارای دهیاری بود. با نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبتی از میان ۱۲۰۰ روستای دارای دهیاری، ۲۸۰ روستا انتخاب و داده‌ها با پرسشنامه‌ای محقق‌ساخت (پایایی ۰.۸۹۴) گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با SPSS26 و آزمون‌های همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد وضعیت کارآفرینی در روستاهای نمونه با میانگین 76/2 از ۵ نسبتاً پایین است که ضرورت توجه به عوامل نهادی را دوچندان می‌کند. بین سبک‌های مدیریت دهیاری و رشد کارآفرینی رابطه‌ای قوی و معنادار وجود دارد؛ سبک‌های تحول‌آفرین (۷۱/۰r=) و مشارکتی (۶۶/۰r=) با کارآفرینی رابطه مثبت و سبک‌های دستوری (39/0-r=) و منفعل (57/0-r=) با آن رابطه منفی دارند. چهار سبک مدیریتی در مجموع ۴/۶۱ درصد از واریانس رشد کارآفرینی را تبیین می‌کنند. سبک تحول‌آفرین با بتای 414/0 بیشترین سهم مثبت و سبک منفعل با بتای 293/0 بیشترین سهم منفی را دارد. میانگین رشدکارآفرینی در روستاهای با سبک مدیریت غالب تحول‌آفرین و مشارکتی به طور معناداری بالاتر از روستاهای با سبک‌های دستوری و منفعل است. نتایج نشان می‌دهد سبک مدیریت دهیاری نه‌تنها یک عامل تأثیرگذار، بلکه تعیین‌کننده اصلی پویایی اقتصادی روستاهاست. نوآوری نظری پژوهش درتمرکز بر تمایز سبک‌های مدیریتی (تحول‌آفرین، مشارکتی، دستوری و منفعل) به‌جای ارزیابی عملکرد کلی نهاد و نیز کمی‌کردن سهم هر سبک در بستر بومی لرستان است که تاکنون در مطالعات مشابه کم‌تر به آن پرداخته شده است. از اینرو، توانمندسازی دهیاران برای اتخاذ سبک‌های تحول‌آفرین و مشارکتی باید به‌عنوان راهبردی کلیدی در سیاست‌های توسعه کارآفرینی و تثبیت جمعیت در روستاهای لرستان در اولویت قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر مهاجرت معکوس عشایر به روستاهای پایاب ایستگاه پمپاژ آب قلی بیگلو در شهرستان خداآفرین</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132447.html</link>
      <description>مهاجرت جوانان از مناطق روستایی و عشایری به شهرها، همواره یک چالش بزرگ با پیامدهای منفی گسترده است. در مقابل، مهاجرت معکوس می‌تواند به احیای اقتصادی و اجتماعی این مناطق روستایی کمک نماید. شناسایی عوامل مؤثر بر این بازگشت برای تدوین سیاست‌های کارآمد توسعه‌ای از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر مهاجرت معکوس عشایر به روستاهای منطقه‌ پایاب ایستگاه پمپاژ آب قلی‌بیگلو در شهرستان خداآفرین می‌باشد. بدین منظور از روش تحلیل دوره استمرار (مدل‌های بقا) استفاده شده و داده‌های مورد نیاز از طریق مصاحبه‌ حضوری و تکمیل پرسشنامه‌ از ۱۲۳ بهره‌بردار به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده از سه قشلاق پایاب ایستگاه جمع‌آوری گردید. روایی پرسشنامه از طریق روش روایی محتوایی توسط کارشناسان سازمان امور عشایر و پایایی آن از طریق پیش‌آزمون و مقدار الفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. یافته‌های تحقیق نشان داد که اجرای طرح پمپاژ، اقدامی مؤثر در جهت توسعه منطقه ارزیابی می‌شود. اکثریت قریب به اتفاق عشایر (7/96%) آن را سرمایه‌گذاری مؤثری در کشاورزی آبی دانسته‌ و به ترتیب 2/64%، 5/54%، 6/84% و 75% از بهره‌برداران، طرح را در اسکان دائمی عشایر، توسعه‌ دامداری، اشتغال‌زایی و افزایش تمایل به سرمایه‌گذاری مؤثر ارزیابی کرده‌اند. ۵۳ درصد نیز معتقدند این طرح توانسته مهاجرت جوانان را تا حد زیادی کاهش دهد و همچنین ۷۰ درصد از مهاجران پیشین در فاصله‌ پنج‌ساله پس از اجرای طرح به منطقه بازگشته‌اند که نشان‌دهنده اثرگذاری چشمگیر طرح در مهاجرت معکوس به روستاها است. نتایج مدل تحلیل بقا نشان داد که عوامل فردی و اقتصادی مختلفی بر سرعت و احتمال بازگشت تأثیرگذارند. کشاورزان جوان‌تر و دارندگان زمین بیشتر، تمایل و سرعت بازگشت بالاتری داشتند. در مقابل، داشتن درآمد غیرکشاورزی (شغل جانبی) در محل مهاجرت، بازگشت را به تأخیر انداخته است. احساس امنیت شغلی و تمایل به سرمایه‌گذاری ناشی از طرح نیز از عوامل تسهیل‌کننده‌ بازگشت سریع‌تر بودند. در مجموع، این مطالعه نشان می‌دهد که پروژه‌های زیربنایی مانند پمپاژ آب با ایجاد اشتغال و درآمد، می‌توانند نقش محرک قابل-توجهی در مهاجرت معکوس ایفا کنند. با این حال، برای تحکیم این روند، توجه همزمان به تقویت امنیت شغلی پایدار، تنوع‌بخشی به فعالیت‌های اقتصادی و حمایت از سرمایه‌گذاری خرده‌پا در کنار توسعه زیرساخت&amp;amp;zwj;ها در این منطقه، ضروری به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی چالش‌ها و فرصت‌های توسعه کارآفرینی برای تحقق اشتغال پایدار در مناطق روستایی (مطالعه موردی: شهرستان سلطانیه)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132448.html</link>
      <description>توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی به‌عنوان یکی از رویکردهای مؤثر در ایجاد اشتغال پایدار، افزایش درآمد خانوارهای روستایی و کاهش مهاجرت به شهرها، نقش مهمی در توسعه متوازن و پایدار کشور ایفا می‌کند. کارآفرینی روستایی با بهره‌گیری از ظرفیت‌های محلی، منابع بومی و توانمندی‌های انسانی موجود، زمینه توانمندسازی جوامع روستایی و تقویت پایداری اقتصادی را فراهم می‌سازد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل فرصت‌ها و چالش‌های توسعه کارآفرینی در راستای تحقق اشتغال پایدار در مناطق روستایی شهرستان سلطانیه انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها به روش پیمایشی در تیرماه سال ۱۴۰۴ گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته با دو بخش اطلاعات فردی و شاخص‌های اصلی پژوهش است که با طیف پنج‌گزینه‌ای لیکرت طراحی شده است. جامعه آماری شامل خانوارهای روستایی شهرستان سلطانیه بوده و بر اساس فرمول کوکران، ۴۶۴ پرسشنامه بین خانوارهای روستایی توزیع گردید. نمونه‌گیری روستاها به روش طبقه‌بندی فضایی و توزیع پرسشنامه ها به روش سهمیه‌ای انجام شد. داده‌ها با استفاده از آزمون های آماری SPSS و مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره آراس (ARAS) تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج نشان داد تنها بخش محدودی از روستاها (۱۸٫۷۵ درصد) در وضعیت بسیار مطلوب از نظر برخورداری از فرصت‌های کارآفرینی قرار دارند، در حالی که نزدیک به نیمی از روستاها از نظر زیرساختی، مالی و نهادی در شرایط نامطلوب یا بسیار نامطلوب هستند. بر اساس این مدل نیز، اغلب روستاها علاوه بر محدودیت در برخورداری از منابع توسعه‌ای، با چالش‌های عمده‌ای در زمینه دسترسی به سرمایه، ضعف شبکه‌های حمایتی، ناهماهنگی نهادی و کمبود زیرساخت‌های کارآفرینی مواجه‌اند که خود مانعی جدی در مسیر کارآفرینی روستایی محسوب می‌شود. به‌علاوه، سطح‌بندی روستاها از منظر چالش‌ها نشان داد که ناهمگونی آشکاری میان نواحی وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که ۳۷٫۵ درصد در سطح مطلوب و بسیار مطلوب و همین نسبت نیز در سطح نامطلوب و بسیار نامطلوب قرار گرفته‌اند. بر این اساس، اتخاذ سیاست‌های توسعه‌ای یکپارچه با تأکید بر تقویت زیرساخت‌های کارآفرینی، بهبود دسترسی به منابع مالی، ارتقای هماهنگی نهادی و حمایت از ظرفیت‌های محلی می‌تواند نقش مؤثری در تحقق اشتغال پایدار و پایداری اقتصادی مناطق روستایی شهرستان سلطانیه ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تکامل پژوهش‌های &amp;laquo;زنان روستایی&amp;raquo; در پایگاه اسکوپوس</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132453.html</link>
      <description>زنان همواره به‌عنوان عوامل اثرگذار در فرآیند توسعه روستایی مورد توجه قرار گرفته‌ و نقش آنان در مناطق روستایی به‌طور گسترده بررسی شده است. آنچه که حایز اهمیت است؛ غالب این بررسی‌ها متمرکز بر موضوع و زمینه‌های خاصی بوده و تاکنون پژوهش جامعی از نحوه بازنمایی آنان در منابع علمی انجام نشده است. بنابراین هدف پژوهش بررسی تکامل پژوهش‌های &amp;amp;laquo;زنان&amp;amp;raquo; در مناطق روستایی بود. پژوهش کمی و رویکرد اصلی تحقیق مبتنی بر تحقیقات علم‌سنجی و کتابسنجی قرار داشت. پژوهش کمی و رویکرد اصلی تحقیق مبتنی بر تحقیقات علم‌سنجی و کتابسنجی قرار داشت. در پژوهش تمام مقالات علمی مرتبط با موضوع &amp;amp;laquo;زنان روستایی&amp;amp;raquo; در پایگاه علمی اسکوپوس از سال 1904 تا سال 2026 مورد تحلیل قرار گرفت. جهت استخراج و مصورسازی یافته‌ها از ابزارهای کتابخانه Bibliometrix در محیط برنامه‌نویسی Rstudio و VOSviewer، استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که موضوع &amp;amp;laquo;زنان&amp;amp;raquo; در منابع علمی، رشد علمی قابل توجه‌ای در سال‌های گذشته داشته و اکنون به عنوان یکی از اهداف علمی شناخته می‌شود. بیشترین حمایت‌های مالی از پژوهش‌های علمی توسط مؤسسات ملی و بنیادهای بین‌المللی در کشورهای توسعه‌یافته، به ویژه آمریکا تأمین شده است. به علاوه مهم‌ترین مراکز علمی شامل دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشی در کشورهای آمریکا، انگلستان، چین و بنگلادش هستند. تحلیل هم‌رخدادی کلمات کلیدی نیز نشان می‌دهد که موضوع بیشتر پژوهش‌ها بر رویکرد ادغام و نقش فعال زنان در توسعه روستایی بوده است. در مقابل بخشی از پژوهش‌ها؛ به چالش‌ها، محدودیت‌ها و آسیب‌های پیش روی زنان روستایی پرداخته‌اند. مسائل بهداشتی، جسمی و روانی، فقر و محرومیت، بازتابی از رویکرد حاشیه‌ای شدن به زنان است. همچنین در سال‌های اخیر، &amp;amp;laquo;خشونت خانگی&amp;amp;raquo; به عنوان یکی از زمینه‌های بدیع برای بررسی شرایط اجتماعی زنان در مناطق روستایی مورد توجه قرار گرفته است. این زمینه در کشورمان بیش‌تر برای مطالعه در مناطق شهری قرار گرفته بود. این یافته‌ها می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای محققان در کشورمان در جهت‌گیری دقیق‌تر پژوهش‌های خود مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر ارتقای کشاورزی قراردادی در تعاونی‌های تولید روستایی استان چهارمحال و بختیاری</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132413.html</link>
      <description>نظام کشاورزی قراردادی، به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین در مدیریت تولیدات کشاورزی، سازوکاری برای ساماندهی معاملات و توسعه مشارکت میان بخش‌های مختلف زنجیره ارزش محصولات کشاورزی محسوب می‌شود. این نظام، دسترسی خرده‌مالکان به بازارهای فروش را تسهیل می‌کند و درنتیجه، موجب بهبود درآمد و کاهش ریسک فعالیت‌های تولیدی آنان می‌شود. با توجه به اهمیت چندبعدی این پدیده، شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر بهبود آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بر این اساس در این پژوهش، سعی شد معیارها و زیرمعیارهای مهم و مؤثر بر رونق کشاورزی قراردادی در استان چهارمحال و بختیاری شناسایی و وزن نسبی آن‌ها تعیین گردد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق، توصیفی &amp;amp;ndash; پیمایشی است. جامعه آماری شامل 45 نفر از مدیران عامل و رؤسای هیئت‌مدیره تعاونی‌های تولید روستایی، کارشناسان و خبرگان مدیریت تعاون روستایی و استادان دانشگاهی متخصص در این حوزه بود. روش نمونه‌گیری در این پژوهش به‌صورت هدفمند بود که با شیوه گلوله برفی انجام‌شده است. بر اساس روش دلفی و از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته، معیارهای مؤثر در ارتقای کشاورزی قراردادی شناسایی و پس کدگذاری با نرم‌افزار MAXQDA18، در قالب مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت طی دو دور سنجش و درنهایت 5 معیار اصلی و 28 زیرمعیار استخراج شد. به‌منظور اولویت‌بندی، روش فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی در نرم‌افزار Expert Choice بر اساس قضاوت خبرگان و مقیاس 9 درجه‌ای به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد عوامل درون‌سازمانی با بیشترین وزن(345/0) مهم‌ترین نقش را در رونق کشاورزی قراردادی دارد و پس‌ازآن پیامدهای اقتصادی-عملکردی (187/0)و رضایت‌مندی ذی‌نفعان (180/0) قرار گرفتند؛ در مقابل، عوامل برون‌سازمانی (146/0) و چالش‌ها و موانع توسعه (141/0) کمترین اثر را داشتند. در تحلیل زیرمعیارها مشخص شد اهداف مشترک(047/0)، بازرسی مداوم(041/0) و ریسک‌پذیر نبودن(039/0) در عوامل درون‌سازمانی، زنجیره ارزش(053/0) و عوامل اقتصادی(036/0) در عوامل برون‌سازمانی و افزایش کارایی شرکت‌ها(048/0) و استفاده بهینه از قابلیت‌های منطقه(0435/0) در پیامدهای اقتصادی بیشترین اهمیت را داشتند. همچنین نظارت‌های دائمی(086/0) و افزایش بازدهی(086/0) در رضایت‌مندی ذی‌نفعان و نبود زیرساخت مناسب(048/0) و کمبود سرمایه(035/0) در چالش‌های توسعه، به‌عنوان مؤثرترین زیرمعیارها شناسایی شدند. بر اساس یافته‌ها، پایداری و اثربخشی کشاورزی قراردادی به‌جای تکیه بر عوامل بیرونی، به شکل‌گیری و تقویت عوامل درونی نظیر سرمایه‌های اجتماعی و مدیریتی وابسته است. ازاین‌رو، پیشنهاد می‌شود که سیاست‌گذاران و مدیران تعاونی‌های روستایی بر توانمندسازی ساختارهای داخلی، ایجاد اعتماد متقابل و روابط شفاف میان ذی‌نفعان تمرکز کنند. این استراتژی، ضمن ارتقای کارایی و بهره‌وری، می‌تواند نقش تعاونی‌ها را به نهادی توانمندساز و درآمدزا تبدیل کند. درنتیجه، تمرکز بر هماهنگی سازمانی و اهداف مشترک به‌جای صرفاً حمایت‌های دولتی، منجر به توسعه پایدار اقتصادی و کاهش فقر در مناطق روستایی خواهد شد. این رویکرد، زمینه را برای بهره‌وری بیشتر و رضایت همه‌جانبه ذی‌نفعان فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثر محدودیت‌ اعتباری بر تولید سیب‌زمینی در مناطق روستائی شهرستان کبودرآهنگ</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132427.html</link>
      <description>هر چند که توسعه پایدار کشاورزی به عنوان محور امنیت غذایی و رشد اقتصادی، همواره موردتوجه سیاست‌گذاران بوده است با این حال، کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، با موانع ساختاری متعددی از جمله محدودیت‌های مالی تولیدکنندگان روستائی مواجه هستند. این محدودیت‌ها، دستیابی به سطوح بهینه نهاده‌ها و تولید را در بخش کشاورزی با چالش مواجه کرده است. از این رو مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثرات محدودیت بودجه بر تولید سیب‌زمینی در روستاهای شهرستان کبودرآهنگ، انجام شد. اطلاعات و داده‌های موردنیاز از طریق تکمیل پرسشنامه از 154 سیب‌زمینی‌کار مناطق روستائی شهرستان در سال زراعی 1402-1401 جمع‌آوری گردید برای تحلیل داده‌ها و نیل به هدف پژوهش از تابع تولید غیرمستقیم با فرم ترانسلوگ استفاده شد. نتایج برآورد تابع ترانسلوگ نشان داد که قیمت نهاده‌های کودشیمیایی، بذر، سم و آب و نیز میزان بودجه در دسترس تاثیر معنی‌داری بر مقدار تولید سیب‌زمینی دارد. در این بین برآورد کشش تولید نسبت به قیمت نهاده‌ها نشانگر آن بود بیشترین حساسیت مربوط به کود شیمیایی (۳8/۰-) می‌باشد. محاسبه و نیز برآورد سهم تقاضای نهاده‌ها نشان داد که کود شیمیایی با سهم ۴۴/۰، پرهزینه‌ترین نهاده برای کشاورزان است. ضریب لاگرانژ بزرگ‌تر از یک (38/۱) مؤید وجود محدودیت بودجه در بین کشاورزان روستائی منطقه می‌باشد. علاوه بر این، بازده نسبت به مقیاس معادل ۸5/۰ حاکی از کاهشی بودن بازده در منطقه موردمطالعه می‌باشد. بر اساس یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود تدابیر و راهکارهای لازم جهت تثبیت قیمت عوامل تولید در راستای عدم افزایش هزینه تولید و کاهش اثر سوء محدودیت اعتباری از جانب متولیان امر اتخاذ گردد زیرا به واسطه غلبه بر مشکل ضعف سرمایه می‌توان کارایی مزارع و بهره‌وری عوامل تولید را در مناطق روستائی ارتقا داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی راهکارهای هوشمندسازی روستا از دیدگاه کارشناسان: موردمطالعه شهرستان شاهرود</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132429.html</link>
      <description>بسیاری از روستاها باوجود توانمندی‌های بالقوه، درشرایط فقر و توسعه‌نیافتگی قرار دارند. با پیشرفت فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوشمندسازی، مفهوم "روستاهای هوشمند" مطرح شده است. روستاهای هوشمند خدمات نوین و بهبود کیفیت زندگی را فراهم آورده و شکاف بین سطح رفاه روستا و شهر را کاهش داده‌اند. برای توسعه روستاهای هوشمند، باید سیاست‌های تسهیل‌کننده نوآوری و دانش روستایی دنبال شود. براین اساس پژوهش حاضر با هدف کلی شناسایی راهکارهای هوشمندسازی روستاهای شهرستان شاهرود انجام شد. جامعه آماری پژوهش۱۲۰ نفر از کارشناسان متخصص شامل دهیاران روستاهای شهرستان، کارشناسان پست بانک و مخابرات اداره کل مخابرات استان سمنان و شهرستان شاهرود، کارشناسان اداره ترویج و آموزش جهاد کشاورزی شهرستان شاهرود و شهر بسطام، پارک علم و فناوری دانشگاه صنعتی شاهرود، کارشناسان حوزه روستایی فرمانداری شاهرود و بخشداری بسطام، جهاد کشاورزی شهرستان شاهرود و شهر بسطام، بخشداری‌های بسطام و بیارجمند و اداره کل اطلاعات و ارتباطات استان سمنان بودند. مطالعه به روش سرشماری انجام شد. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه محقق ساخته‌ای بود که روایی آن با استفاده از نظر خبرگان و متخصصان دانشگاهی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 87/0-96/0 تأیید گردید. تجزیه‌ و تحلیل داده&amp;amp;rlm;ها با استفاده از نرم‌افزارهایSPSS23 وSMART PLS انجام شد. تحلیل عاملی تأییدی چهار راهکار کلیدی هوشمندسازی شامل زیرساختی-پشتیبانی، راهکارهای اقتصادی، راهکارهای مدیریتی-نهادی و راهکارهای اجتماعی-فرهنگی را شناسایی کرد. همه این راهکارها معنی‌دار بودند. نتایج نقش مهم جوانان تحصیل‌کرده را در پیشبرد پروژه‌های هوشمندسازی روستایی نشان می‌دهد که ناشی از سواد دیجیتال و قابلیت‌های نوآورانه آنان است. با وجود دسترسی کامل به برق (۱۰۰درصد) و تلفن‌های هوشمند (۹۷ درصد)، کمبود تخصص و تجربه عملی در پروژه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات (۶۲ درصد هیچ مشارکت قبلی نداشتند) همچنان به‌عنوان یک چالش عمده باقی مانده است. نتایج نشان داد که مهمترین راهکارهای هوشمندسازی روستاها، تقویت زبان‌های خارجی مرتبط با بکارگیری فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی راهبردهای سازگاری کشاورزان خرده مالک شهرستان زرقان برای مقابله با تغییر اقلیم</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132430.html</link>
      <description>مقدمهکشاورزان (عمدتاً خرده مالکان) در کشورهای در حال توسعه به دلیل وابستگی شدید به کشاورزی و منابع طبیعی، احتمالاً بیشتر از کشاورزان کشورهای توسعه یافته تحت تأثیرات منفی تغییرات اقلیمی قرار می‌گیرند. بنابراین، اقدامات سازگاری برای مقابله با این فشار ضروری است. در واقع سازگاری کشاورزان یکی از کارآمدترین شیوه‌های است که از آن می‌توان در کاهش آسیب‌پذیری نسبت به تغییرات اقلیمی و افزایش انعطاف‌پذیری بهره جست و عوامل تهدید کننده‌ محیطی را به فرصت‌های مناسب مدیریتی تبدیل نمود. از طرفی، آگاهی و درک از رفتار سازگاری کشاورزان نسبت به تغییرات اقلیمی یک نقطه‌ شروع مهم برای پرداختن به سیاست‌های فعلی و آینده است و به سیاست‌گذاران به منظور تدوین برنامه‌های منطقی و تخصیص بهینه‌ اعتبارات کمک می‌کند. از این رو هدف از پژوهش حاضر نیز بررسی راهبردهای سازگاری کشاورزان خرده مالک شهرستان زرقان با تغییرات اقلیم بود.مواد و روشپژوهش حاضر به لحاظ پارادایم جزو مطالعات کیفی بود که با رویکردی اکتشافی انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان این تحقیق را کشاورزان خرده مالک شهرستان زرقان تشکیل دادند. روش نمونه‌گیری در این مطالعه هدفمند و با تکنیک نمونه‌گیری بحرانی بود که با استفاده از شاخص اشباع نظری تا رسیدن به اطلاعات سودمند، 65 نفر از کشاورزان به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ انفرادی عمیق نیمه ساختار یافته و پرسشنامه‌ باز صورت گرفت. تکنیک تجزیه و تحلیل داده‌ها تحلیل محتوا و با استفاده از نرم افزار MAXQDA_v24 بود.نتایج و بحثنتایج پژوهش با استفاده از تحلیل محتوا نشان داد که کشاورزان خرده مالک برای سازگاری با تغییر اقلیم از سه دسته راهبرد فنی_زراعی (استفاده از بذر مقاوم، کاهش میزان بذر، کشت ارقام مقاوم به شوری، تغییر الگوی کشت به محصولات کم آب‌بر، تغییر تاریخ کشت، کاهش سطح زیر کشت، مانند تسطیح و یکپارچه‌سازی اراضی، تبدیل مقداری از زمین کشاورزی به باغ (انار، پسته و ..)، آیش گذاشتن زمین، استفاده از خاکورزی حفاظتی، ایجاد استخر آب، لایروبی کانال‌های آبیاری، استفاده از آبیاری قطره‌ای، کاهش تعداد دفعات آبیاری، ایجاد سایه با کشت درختان در اطراف مزرعه، کاهش میزان استفاده از کود شیمیایی، استفاده از کودهای حیوانی و ارگانیک، استفاده از مدیریت تلفیقی آفات، کاهش استفاده از سموم و تغییر زمان استفاده از سموم)؛ راهبرد اقتصادی_مالی (بیمه محصولات کشاورزی، شرکت در تعاونی‌های تولید، دریافت وام، قرض گرفتن، تغییر شغل، فروش دارایی‌ها، اجاره زمین کشاوری، استفاده از نیروی کار خانوادگی)، راهبرد اجتماعی‌_فرهنگی (مهاجرت، دعا کردن، استفاده از پیش‌بینی‌های هواشناسی، شرکت در کلاس‌های ترویجی، استفاده از نظرات متخصصان و استفاده از نظرات سایر کشاورزان) استفاده می‌کنند.نتیجه‌گیری با توجه به نتایج بدست آمده کشاورزان از راهبردهای گوناگونی برای سازگاری با تغییر اقلیم استفاده می‌کنند به منظور بهبود وضعیت سازگاری کشاورزان راهکارهای همچون استفاده از ظرفیت‌های بالقوه منطقه برای اشتغال‌زایی و تنوع بخشیدن به معیشت جوامع روستایی، افزایش راندمان آبیاری در کشاورزی با توسعه سیستم‌های آبیاری نوین، توسعه مدل‌های اقلیمی منطقه‌ای و محلی با توانایی پیش‌بینی دقیق‌تر الگوهای آب و هوایی و غیره ارائه شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل معماری- اقتصادی کسب و کار روستایی از دیدگاه تولید کنندگان و صاحبان مشاغل (نمونه موردی: ناحیه 7 منظومه بابل کنار)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132431.html</link>
      <description>بناهای روستایی به عنوان محل وقوع کسب و کار جایگاه مهمی در رونق اقتصادی روستا دارند. مطالعات اندکی به بررسی جامع تأثیر معماری بر کسب ‌وکار روستایی پرداخته‌اند. در این پژوهش به بررسی عوامل معماری رونق کسب و کار روستا از دید تولید کنندگان و صاحبان مشاغل در روستاهای کوهستانی شمال ایران پرداخته شده است. نوآوری این پژوهش در توجه به سه گروه بنای معماری (تولیدی، فروش-گردشگری و ترکیبی) و مقایسه تفاوت دیدگاه در روستاهای فقیر، متوسط و توسعه یافته می باشد. این پژوهش از نوع آمیخته (کمی- کیفی) و تحلیل عاملی اکتشافی در دو مرتبه است که نهایتا 21 عامل مرتبه اول بعنوان اجزاء 7 عامل مرتبه دوم بعنوان مهمترین یافته های پژوهش دسته بندی شدند. این 7 عامل شامل &amp;amp;laquo;توسعه و پشتیبانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مزرعه گردشگری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مزرعه خلاق&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اصول معماری کسب و کار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;معماری غیر مسکونی و مجاورت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سازگاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کنترل نفوذ آفت&amp;amp;raquo; می باشد. اما در مقایسه شاخه روستاهای توسعه یافته و فقیر مشخص شد که روستاهای شبه شهری همانند دراز کلا و کبریا کلا بیشتر بر مفاهیم شهری از جمله &amp;amp;laquo;جانمایی متمرکز فضاهای تولیدی&amp;amp;raquo; تاکید دارند که این موضوع بخاطر تراکم و توجه به موضوع &amp;amp;laquo;بهداشتی بودن فضاها&amp;amp;raquo; می باشد. همچنین این روستاها بر کسب و فروش بیشتر از کار و تولید تاکید دارند که این موضوع نیز بخاطر افزایش توان اقتصادی ایشان می باشد. جهت تهیه برنامه و طرح معماری کسب و کار روستایی در ناحیه مورد نظر پیشنهاد می شود ابتدا مصادیق و روابط ساختاری عوامل 7 گانه و نوع روستا و سطح توسعه یافتگی و تفاوت نگرش این روستاها بر موضوعاتی چون همجواری و سازگاری آن تعیین و سپس واحد های پشتیبانی موجود و خلا ها مشخص شده و با تعیین اولویتها و الزامات بناها، مزارع گردشگری و خلاق و منظر و کسب و کارهای زیستی، پیشنهادات نهایی و اجرایی و چارت و وظایف احتمالی واحد توسعه پشتیبانی و تسهیل گری روستایی فراهم گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی پروژه پخش سیلاب هفتومان در تغذیه آبخوان: ارزیابی چندبعدی با رویکرد ماتریس ارزیابی سریع اثرات (RIAM) در مناطق خشک</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132432.html</link>
      <description>چکیدهاین پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد ماتریس ارزیابی سریع اثرات (RIAM) به‌منظور ارزیابی چندبعدی اثربخشی پروژه پخش سیلاب هفتومان (استان اصفهان) در تغذیه آبخوان(تحلیل فنی - عملیاتی، فیزیکی - هیدروژئولوژیکی، اکولوژیکی- محیطی و اقتصادی - اجتماعی) انجام شد. در این مطالعه تحلیل ها بر پایه بازدیدهای میدانی و ارزیابی‌های کارشناسی بود؛ معیارها و زیرمعیارها در چهار گروه اصلی تعریف و برای هر زیرمعیار امتیازهای RIAM (A1, A2, B1, B2, B3) محاسبه شد. داده‌ها و محاسبات در محیط Excel پردازش گردید. نتایج نشان داد؛ بر اساس ماتریس RIAM، مؤلفه‌های انتخاب‌شده امتیازهای متغیری نشان دادند؛ به‌عنوان نمونه افزایش حجم آب زیرزمینی دارای امتیاز ES = 36 (رده +D) بود، کارایی رسوب‌گیرها ES = 32 (رده +C)، ظرفیت انتقال کانال‌ها ES = 21 (رده +C) و افزایش راندمان تغذیه مصنوعی ES = 12 (رده +B) گزارش شدند. امتیازدهی نهایی کلی پروژه مطابق جدول‌های مطالعه در طبقه "اثرات مثبت کم" (+B) قرار گرفت (مقدار عددی امتیاز نهایی در گزارش: 54/10). تحلیل زمینه‌ای نشان داد که ناکامی در دستیابی به نتایج پایدار عمدتاً ناشی از ترکیب عوامل اقلیمی خشک و نیمه‌خشک منطقه، رسوب‌گذاری شدید در حوضچه‌ها، تخریب یا خروج از مدار اجزای کانال انتقال، ضعف در نگهداری بلندمدت و متناظر نبودن طراحی با نیازهای پایین‌دست است. نتیجه کلی نشان داد که پروژه منافع محدود و کوتاه‌مدتی ایجاد کرده و بدون اصلاحات طراحی، مدیریت رسوب و استقرار نظام پایش هیدرولوژیک و نگهداری مستمر، دستاوردهای پایداری نخواهد داشت. این یافته‌ها ضرورت انجام مطالعات مقدماتی جامع، تعبیه زیرساخت‌های پایش، طرح برنامه‌های نگهداری و مشارکت جوامع محلی را برای پروژه‌های پخش سیلاب در مناطق خشک تأکید می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی وضع مالیات سبز بر پسماندهای کشاورزی (مطالعه موردی؛ کشاورزان اردکان)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132439.html</link>
      <description>با توجه به افزایش پسماند‌های کشاورزی و نبود مدیریت اصولی برای جمع‌آوری و دفع آنها، به یکی از مشکلات جدی و تاثیرگذار بر محیط‌زیست و پایداری تولیدات کشاورزی تبدیل شده‌است. بنابراین در پژوهش حاضر با تمرکز بر کشاورزان روستایی در شهرستان اردکان، به تحلیل امکان‌سنجی وضع مالیات سبز بر پسماندهای کشاورزی، کشاورزان روستاهای شهرستان اردکان پرداخته شده‌است. برای این منظور از مدل اقتصادسنجی لاجیت و روش ارزش‌گذاری مشروط (CVM) استفاده شد. نمونه آماری شامل ۲۷۲ نفر از کشاورزان بوده و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه در سال 1401 و به صورت نمونه گیری تصادفی جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که 63/74 درصد از کشاورزان حاضر به پرداخت سالانه 400 هزار ریال برای دفع اصولی پسماند در هر هکتار زمین هستند؛ این عدد در سناریوهای پیشنهادی بالاتر (800 هزار ریال) و پایین‌تر (200 هزار ریال) نیز بررسی شد. درنهایت، میانگین تمایل به پرداخت (WTP) برای مالیات سبز 6/598 هزار ریال برآورد شد. تحلیل آماری نشان داد که افزایش درآمد سالیانه کشاورزی، تحصیلات و شاخص محیط‌زیستی تأثیری مثبت و معنادار بر تمایل به پرداخت دارند. درحالی‌که افزایش سن، تعداد اعضای خانوار و افزایش مبلغ پیشنهادی باعث کاهش این تمایل می‌شود. در سناریوی دوم، درباره پرداخت جریمه در صورت ایجاد آلودگی، 82/58 درصد حاضر به پرداخت ۳ میلیون ریال بودند و در مجموع میانگین تمایل به پرداخت جریمه نزدیک به 4 میلیون ریال برآورد شد. در این بخش نیز، تحصیلات، درآمد و نگرش محیط‌زیستی اثر مثبت و معناداری داشتند، درحالی‌که سن و تعداد خانوار اثر منفی داشتند. درنهایت، مدل‌های لاجیت در هر دو بخش توانستند با دقت نسبتاً بالا (۷۲ درصد و ۶۷ درصد) تمایل پاسخ‌گویان را پیش‌بینی کنند. نتایج حاکی است که طراحی یک نظام مالیات سبز مرحله‌ای، همراه با مشوق‌های مالی و آموزشی، می‌تواند راهکاری عملی و پذیرفتنی برای مدیریت پایدار پسماندهای کشاورزی و ابزاری کارآمد در جهت کاهش آلودگی‌های روستایی و حمایت از کشاورزی پایدار باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات شاخص های کارآفرینی بر اشتغال روستایی در استان های ایران (مورد مطالعه: استان سیستان و بلوچستان)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132441.html</link>
      <description>کارآفرینی با ایجاد بستری برای افزایش سطح اشتغال و تقویت پایه های اشتغال پایدار در مناطق روستایی می تواند دوام و پایداری روستا را بیشتر کرده و از گسیل نیروی کار به سمت شهرهای بزرگ جلوگیری کند. همچنین یکی از تاثیرات آن می تواند کاهش نابرابری و فقر در مناطق روستایی باشد. بنابراین شناخت تاثیری که شاخص های کارآفرینی بر اشتغال روستایی دارد و تسهیل گسترش و ایجاد فضای کارآفرینی در استان های کمتر توسعه یافته با هدف رسیدن به اشتغال پایدار در این مناطق می تواند حائز اهمیت بالا باشد. از این رو این پژوهش با هدف بررسی تاثیر عوامل موثر بر اشتغال با تاکید بر کارآفرینی در استان سیستان و بلوچستان در بازه زمانی 1401-1385 نگارش شد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و ماهیت ان کمی می باشد. به منظور بررسی های آماری و مدل سازی های اقتصادی از روش اقتصاد سنجی فضایی بهره گرفته شد و برآورد نهایی الگوی پژوهش با توجه به مدل خودرگرسیون فضایی (SAR) به همراه اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل برای متغیرهای مستقل تحقیق ارائه گردید. یافته کلی این پژوهش نشان داد که شاخص کارآفرینی و مولفه های مرتبط از آن تاثیری مثبت بر اشتغال در مناطق روستایی هدف و مجاور در استان سیستان و بلوچستان دارد. همچنین متغیرهای لگاریتم جمعیت فعال و لگاریتم اعتبارات تملک دارایی‌ های سرمایه‌ای ( عمرانی ) تاثیری مثبت بر اشتغال در مناطق روستایی استان سیستان و بلوچستان دارند، در حالی که متغیر نرخ دستمزد اثری منفی بر اشتغال در مناطق روستایی استان سیستان و بلوچستان دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گذار به حکمرانی تکثرگرا در نظام نوین ترویج کشاورزی مورد مطالعه: استان مازندران</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132455.html</link>
      <description>تحولات نهادی و پیچیدگی روزافزون مسائل کشاورزی و توسعه روستایی، ضرورت بازاندیشی در ساختار حکمرانی نظام‌های ترویج کشاورزی را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این راستا، گذار از الگوهای متمرکز دولتی به حکمرانی تکثرگرا، به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین در ارتقای اثربخشی نظام‌های ترویجی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، تبیین روابط میان مؤلفه‌های حکمرانی تکثرگرا، ظرفیت عملیاتی مروجان و پیامدهای راهبردی نظام نوین ترویج کشاورزی در استان مازندران بود. پژوهش با رویکرد کمی و به روش توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی انجام شد. حجم نمونه برابر با ۳۰۵ نفر از کارشناسان، مروجان و مدیران نظام ترویج استان مازندران بودند که از طریق نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه ای محقق‌ساخته بود که روایی و پایایی آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی و شاخص‌های آماری معتبر مورد تأیید قرار گرفت. از مدل‌یابی معادلات ساختاری برای تحلیل روابط بین متغیرها استفاده شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS26 و AMOS24 انجام شد. برازش مدل بر اساس شاخص‌های &amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;/df، CFI، RMSEA و غیره ارزیابی و نقش میانجی با استفاده از روش Bootstrap بررسی شد. یافته‌ها نشان داد که تمرکززدایی تأثیر مستقیم و معناداری بر تکثرگرایی (&amp;amp;beta; = 0.698) و ظرفیت عملیاتی (&amp;amp;beta; = 0.653) دارد، اما پیوندهای نهادی به دلیل ضعف زیرساخت‌های اجرایی، تأثیر مستقیمی بر پیامدهای راهبردی ندارند. تحلیل میانجی‌گری نشان داد که تکثرگرایی به‌طور کامل میانجی رابطه تمرکززدایی و پیوندهای نهادی است، در حالی که ظرفیت عملیاتی نقش میانجی جزئی میان تمرکززدایی و پیامدهای راهبردی را ایفا می‌کند. این یافته‌ها تأکید می‌کند که صرف واگذاری اختیار به سطوح محلی کافی نیست و مشارکت فعال، تنوع بازیگران و توانمندسازی اجرایی مروجان برای تحقق نتایج عملی ضروری است. ضریب تعیین (R2 = 0.71) نشان‌دهنده قدرت پیش‌بینی مناسب الگو است. نتایج این پژوهش می تواند چارچوبی برای ادغام اصلاحات ساختاری، شبکه‌سازی نهادی و توانمندسازی اجرایی ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثرات اقتصادی، اجتماعی، محیط‌زیستی و زیرساختی توسعه گلخانه‌های کشاورزی در شهرستان بیضا، استان فارس</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132462.html</link>
      <description>توسعه گلخانه‌های کشاورزی در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از راهبردهای کلیدی مقابله با بحران آب، ناپایداری اقلیمی و تقویت معیشت‌های روستایی در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثرات اقتصادی و اجتماعی توسعه گلخانه‌های کشاورزی در شهرستان بیضا (استان فارس) انجام شد. این پژوهش با رویکرد ترکیبی (کیفی- کمّی) و روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفت. در مرحله کیفی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از ذینفعان کلیدی (شامل گلخانه‌داران، دهیاران و کارشناسان ترویج کشاورزی) انجام و داده‌ها با روش تحلیل مضمون پردازش شدند. یافته‌های این مرحله، زمینه‌ساز طراحی پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته با مقیاس لیکرت پنج‌درجه‌ای گردید که در مرحله کمّی میان ۱۰۰ نفر از گلخانه‌داران فعال شهرستان بیضا توزیع شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) و آزمون t تک‌نمونه‌ای صورت گرفت. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، شش مؤلفه اقتصادی را شناسایی کرد که 29/71 درصد از واریانس کل را تبیین می‌نمودند؛ همچنین هشت مؤلفه اجتماعی (09/66 درصد)، شش مؤلفه محیط‌زیستی (17/64 درصد) و چهار مؤلفه زیرساختی (69/60 درصد) استخراج شدند. یافته‌های آزمون t تک‌نمونه‌ای نشان داد که توسعه گلخانه‌داری هم‌زمان دارای پیامدهای مثبت و منفی است. از جمله اثرات مثبت می‌توان به افزایش تاب‌آوری و سودآوری تولید، تقویت امنیت اقتصادی خانوار، گسترش مشارکت زنان و جوانان در کشاورزی، بهبود کارایی مصرف آب و توسعه زیرساخت‌های محلی اشاره کرد. در مقابل، این مزایا با چالش‌هایی همراه است از جمله: هزینه‌های بالای تولید و ریسک‌های مالی، آلودگی‌های شیمیایی، تخریب خاک، فشار فزاینده بر منابع انرژی و سیستم‌های زیرساختی محلی، و سطح پایین اعتماد ذینفعان به نهادهای حمایتی. در مجموع، هرچند گلخانه‌داری در شهرستان بیضا ظرفیت قابل‌توجهی برای توسعه روستایی دارد، اما پایداری بلندمدت آن مستلزم اتخاذ سیاست‌های یکپارچه‌ای است که به‌طور هم‌زمان به مدیریت ریسک‌های اقتصادی، تعدیل پیامدهای زیست‌محیطی، تقویت ظرفیت‌های زیرساختی و گسترش حکمرانی مشارکتی بپردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین اثر ابعاد قابلیت های کارآفرینی بر توانمندسازی زنان روستایی شهرستان رامهرمز</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132463.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، توسعه روستایی به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی دستیابی به توسعه پایدار مطرح شده است و زنان روستایی به‌عنوان بازیگران اصلی اقتصاد محلی، انسجام اجتماعی و تاب‌آوری جوامع شناسایی شده‌اند. باوجود نقش حیاتی آنان، زنان روستایی اغلب با موانع ساختاری، فرهنگی و نهادی مواجه هستند که مشارکت اقتصادی و توانمندسازی آنان را محدود می‌کند. کارآفرینی به‌عنوان یک راهبرد مؤثر برای مقابله با این چالش‌ها مطرح‌شده و با افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و تقویت تاب‌آوری اقتصادی- اجتماعی، فرصت‌های توسعه را در مناطق روستایی فراهم می‌کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثر قابلیت‌های کارآفرینی بر توانمندسازی زنان روستایی شهرستان رامهرمز انجام شد و به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روان‌شناختی توانمندسازی توجه دارد. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی طراحی‌شده و جامعه آماری شامل تمامی زنان فعال در حوزه کارآفرینی محصولات غذایی کشاورزی (۱۵۰ نفر) در سال 1404 بوده است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته جمع‌آوری و پس از تأیید روایی و پایایی، با بهره‌گیری از آمار توصیفی و مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس در نرم‌افزارهای SPSS وSmart-PLS تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که تقویت قابلیت‌های کارآفرینی زنان روستایی، به‌طور معناداری سبب افزایش استقلال اقتصادی، بهبود قدرت تصمیم‌گیری و ارتقای مشارکت اجتماعی آنان می‌شود. این یافته‌ها بیانگر آن است که قابلیت‌هایی همچون مهارت‌های کسب‌وکار، نوآوری، مدیریت منابع و توان برنامه‌ریزی نقش تعیین‌کننده‌ای در ارتقای ابعاد مختلف توانمندسازی زنان دارند. بر اساس این نتایج، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی هدفمند و کاربردی در حوزه کارآفرینی متناسب با نیازهای زنان روستایی طراحی و اجرا شود و نهادهای محلی با حمایت مالی، ایجاد دسترسی به بازار و تسهیلگری در فرآیند کسب‌وکار، زمینه تقویت این قابلیت‌ها را فراهم کنند. توجه به این الزامات می‌تواند به ارتقای پایدار توانمندسازی زنان روستایی و بهبود مشارکت اقتصادی و اجتماعی آنان منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل مؤثّر بر تمایل به ماندگاری جمعیّت در سکونتگاه‌های روستایی مناطق مرزی(مورد مطالعه: شهرستان درمیان)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132464.html</link>
      <description>ماندگاری جمعیت در سکونتگاه‌های روستایی به‌ویژه در مناطق مرزی، از مؤلفه‌های مهم پایداری فضایی، اجتماعی و اقتصادی و همچنین امنیت و تاب‌آوری سرزمینی محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر تمایل به ماندگاری جمعیت در سکونتگاه‌های روستایی شهرستان مرزی درمیان (خراسان جنوبی) با ۷۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان و برخورداری از ۷۳ درصد جمعیت روستایی انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل افراد بالای 18 سال ساکن روستاهای دارای 50 خانوار و بیشتر بود که 180 نفر از آنان با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی ساده و انتساب متناسب انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته با پایایی مناسب (آلفای کرونباخ 81/۰&amp;amp;ndash;75/۰) گردآوری و با استفاده از آزمون فریدمن و رگرسیون لجستیک دومتغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد 7/51 درصد پاسخگویان تمایل به ماندگاری و 3/48 درصد تمایل به ترک روستا داشتند. در میان ابعاد بررسی‌شده، عوامل اجتماعی&amp;amp;ndash;فرهنگی بالاترین اهمیت را در ماندگاری جمعیت نشان دادند. نتایج رگرسیون لجستیک نیز بیانگر اثر مثبت و معنادار سن، درآمد زراعی و مهارت‌های کشاورزی و اثر منفی و معنادار سطح تحصیلات و مهارت‌های فنی بر تمایل به ماندگاری بود. مدل نهایی حدود 38 درصد از تغییرات تمایل به ماندگاری را تبیین و 6/75 درصد موارد را به‌درستی طبقه‌بندی کرد. یافته‌ها نشان می‌دهد ماندگاری جمعیت در شهرستان درمیان حاصل تعامل ظرفیت‌های اقتصادی و حرفه‌ای با سرمایه اجتماعی و پیوندهای مکانی است. بنابراین، سیاست‌های جمعیتی در این منطقه مرزی باید از رویکرد صرفاً بازدارنده مهاجرت فاصله‌گرفته و با رویکردی ترکیبی ضمن تقویت اقتصاد محلی، تنوع‌بخشی به منابع درآمدی، توسعه بازارهای کار متناسب با مهارت‌های فنی، از ظرفیت سرمایه‌ی اجتماعی و دلبستگی مکانی به‌عنوان اهرم‌های کلیدی نگهداشت جمعیت بهره گیرد. توسعه‌ی کسب‌وکارهای محلی، بهبود دسترسی فضایی و طراحی بسته‌های تشویقی ویژه‌ی سکونت در مناطق مرزی از اولویت‌های سیاستی پیشنهادی این پژوهش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عاملی مؤلفه‌ های مؤثر بر موفقیت دهیاری ها (مورد مطالعه: بخش ماهیدشت شهرستان کرمانشاه)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132465.html</link>
      <description>دهیاری‌ها به‌عنوان یک نهاد محلی، رابط میان نهادهای دولتی و مردمی، بازوی اجرایی شوراهای اسلامی در نظام مدیریت نوین روستایی می&amp;amp;shy;باشند. اهم وظایف این نهاد عبارتند از: ارائه‌ بسیاری از خدمات و تسهیلات عمومی و رفاهی، تقویت کنندة روند توسعة اجتماعی و فرهنگی، کنترل‌کنندة روند مهاجرت از روستا به شهر‌ها، حافظ امکانات زیربنایی احداث شده در نواحی روستایی و تقویت‌کنندة روند توسعة روستایی و کشاورزی. هدف کلی این پژوهش بررسی میزان موفقیت دهیاری‌های بخش ماهیدشت و عوامل مؤثر بر آن بود. رویکرد کلی تحقیق حاضر کیفی- کمی و از نظر هدف در حیطة تحقیقات کاربردی قرار دارد. در بخش کیفی با استفاده از روش مصاحبة عمیق و گروه متمرکز شاخص‌های بررسی موفقیت تعیین و در فاز کمی به کار گرفته شدند. در فاز کمی از روش پیمایشی و ابزار سه نوع پرسشنامة محقق ساخته استفاده شد. جامعة آماری تحقیق حاضر، دهیاران، اعضای شورای اسلامی و روستاییان بخش ماهیدشت بودند. برای تعیین حجم نمونة روستاییان از جدول مورگان استفاده شد و 335 نفر مورد پرسشگری واقع شدند. با توجه به محدود بودن جامعة آماری در بین دهیاران و اعضای شورای اسلامی از روش تمام شماری استفاده شد. نتایج فاز کیفی به شناسایی شاخص‌های بررسی موفقیت منجر شد که این شاخص‌ها شامل شاخص‌های: مشارکتی- اداری، زیست‌محیطی- کالبدی، بهداشتی و اقتصادی- اجتماعی و این نتایج در فاز کمی به‌کار گرفته شدند. نتایج تحقیق کمی نشان داد که دهیاران بیشترین فعالیت را در شاخص مشارکتی- اداری و کمترین فعالیت را در شاخص اقتصادی- اجتماعی داشته&amp;amp;shy;اند، شاخص‌های زیست‌محیطی- کالبدی و بهداشتی به ترتیب در مرحلة دوم و سوم فعالیتی دهیاران قرار گرفتند. بر اساس تحلیل عاملی، عامل اقتصادی- زیر‌بنایی بیشترین سهم (576/15) و عامل قانون محوری- استقلال کمترین سهم (774/4) را در تبیین واریانس مربوط به عوامل مؤثر بر موفقیت دهیاری‌ها داشتند. هفت عامل اقتصادی- زیربنایی، آموزشی، ساختاری- مدیریتی، حمایتی، انگیزشی، مشارکتی- هماهنگی و قانون‌محوری- استقلال به‌ترتیب مهم‌ترین عوامل مؤثر بر موفقیت دهیاری‌ها شناخته شدند. این تحقیق بر اساس پارادایم کل نگر به بررسی موفقیت دهیاری&amp;amp;shy;ها و عوامل مؤثر بر آن پرداخت. شاخص&amp;amp;shy;هایی که مورد توافق ذینفعان و دست&amp;amp;shy;اندرکاران دهیاری&amp;amp;shy;ها بود مبنای عمل قرار گرفت. از این رو ارزیابی درونی و بیرونی باهم مد&amp;amp;shy;نظر بوده است که در تحقیقات پیشین به آن پرداخته نشده است. بنابر&amp;amp;shy;این نوآوری این پژوهش، مطالعه چند‌بعدی عملکرد دهیاری&amp;amp;shy;هاست که در برگیرندة دیدگاه کنشگران مختلف امور دهیاری‌ها در مورد شاخص‌ها و ملاک‌های موفقیت دهیاران می&amp;amp;shy;باشد. از این رو این تحقیق هم شاخص&amp;amp;shy;های مد&amp;amp;shy;نظر دهیاران و هم واقعیت محلی و امکانات دهیاری را مد‌‌نظر داشته است. نتایج تحقیق نشان داد که در عمل مشکلاتی جهت پیاده شدن خواست‌ها و تصمیمات دهیاری وجود دارد، از این رو پیشنهاد می‌شود قانونی جهت استقلال دهیاری به‌منظور نشان دادن دهیاری به‌عنوان یک نهاد رسمی و مردمی با وظایف شفاف و مشخص و لازم الاجرا و حیطة اعمال قدرت تعریف شده و حاوی مرزبندی مشخص در مجلس شورای اسلامی تصویب شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی سازه‌های مؤثر بر نیت و رفتار حفاظت از خاک زراعی در میان کشاورزان (مطالعه موردی: بخش میداوود شهرستان باغملک)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132466.html</link>
      <description>خاک به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع طبیعی در اختیار کشاورزان، نقش کلیدی در تأمین غذای جوامع انسانی دارد و نه تنها عامل اصلی تولید غذا ، بلکه نقش کلیدی در حفظ تنوع زیستی، چرخه آب و ذخیره کربن دارد بنابرابن انجام فعالیت‌های حفاظت از آن دارای اهمیت فراوانی است. هدف از این مطالعه بررسی رفتار کشاورزان شهرستان باغملک با استفاده از تئوری توسعه یافته رفتار برنامه‌ریزی شده نسبت به حفاظت از خاک بوده است. جامعه آماری پژوهش را کشاورزان شهرستان باغملک در استان خوزستان (1400=N) تشکیل داده و با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، نمونه‌ای به حجم 302 کشاورز تعیین و از روش نمونه‌گیری کاملا تصادفی، کشاورزان انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده&amp;amp;rlm;ها پرسشنامه بود که روایی آن بر اساس نظر اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تعیین شد. نتایج تجزیه و تحلیل مدل معادله‌های ساختاری نشان داد، متغیرهای هنجار اخلاقی، انگیزه و نگرش متغیرهای مؤثر بر نیت کشاورزان به صورت مثبت و مستقیم و رفتار به صورت مثبت و غیرمستقیم و متغیرهای نیت، کنترل رفتاری درک شده، دانش درک شده و موانع به صورت مثبت و مستقیم بر رفتار کشاورزان معنادار می‌باشند و این متغیرها در نهایت توانستند به ترتیب 55 و 60 درصد از تغییرات متغیرهای نیت و رفتار کشاورزان را برای حفاظت از خاک پیش‌بینی کنند.با توجه به نتایج پژوهش، برنامه‌های آموزشی می بایست با ترکیب دانش فنی و اصول روان‌شناختی طراحی شوند تا علاوه بر افزایش آگاهی، بر نگرش و انگیزه کشاورزان نیز تأثیرگذار باشند. در این راستا متخصصان آموزشی و برنامه‌ریزان مربوطه بایستی در برنامه‌های طراحی شده برای کشاورزان به نحوی عمل نمایند که این برنامه‌ها و دوره‌ها بتواند بیشترین اثربخشی را داشته و در ذهن مخاطبان دغدغه حفاظت از خاک و لزوم توجه به آن را به وجود آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل پیشبرنده مشارکت زنان در مدیریت پسماند خانگی در مناطق روستایی (مطالعه موردی: بخش سیروان، شهرستان سنندج)</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132467.html</link>
      <description>چکیده&#13;
در سکونتگاه‌های روستایی به‌ویژه در روستاهای مقصد گردشگری، علاوه‌بر پسماندهای تولید شده توسط جامعه محلی، حجم زیادی از پسماند جهت ارائه خدمات به گردشگران تولید می‌شود. عدم مدیریت این پسماندها می‌تواند ضمن برهم زدن چشم‌انداز و تعادل زیست‌محیطی روستا، تعداد مراجعه‌کنندگان به روستا را با روند نزولی مواجه نماید. در این میان زنان روستایی به‌عنوان مدیر خانه و نیمی از جمعیت روستایی، می‌توانند در مدیریت پسماند نقش موثری را ایفا نمایند. با این تفاسیر، هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل پیشبرنده مشارکت زنان در مدیریت پسماند خانگی در سکونتگاه‌های روستایی است که به صورت مطالعه موردی در هشت روستای بخش سیروان (از توابع شهرستان سنندج) انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل زنان روستایی بخش سیروان است (2569N= ) که در میان آن‌ها، 180 نفر به‌عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شده‌اند و با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی با انتساب متناسب، پرسشنامه‌ها در روستاهای هدف توزیع و تکمیل گردید. ابزار اصلی برای گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته است که روایی (صوری) و پایایی آن با در نظر گرفتن ملاحظات پژوهش‌های میدانی تأیید شده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از جدول توزیع فروانی، تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون مقایسه میانگین در نرم‌افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد میزان مشارکت اکثریت زنان در مدیریت پسماند خانگی در طبقه متوسط بوده است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد هفت عامل به عنوان مهم‌ترین عوامل پیشبرنده مشارکت زنان در مدیریت پسماند شناسایی شده‌اند که 71/238 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده‌اند و به‌ترتیب اهمیت عبارت‌اند از: تقویت آگاهی زنان و مدیریت محلی قانون‌محور پسماند (13/115 درصد)، ارتقای سرمایه اجتماعی ـ اقتصادی توأم با آموزش مخاطرات پسماند (12/463 درصد)، تقویت فرایند آموزشی و عملیات جمع‌آوری و تفکیک پسماند در مبدأ (12/447 درصد)، حمایت مادی و معنوی از پیشگامان مدیریت پسماند (10/905درصد)، توسعه برنامه‌های مشارکت‌محور مدیریت پسماند (8/104 درصد)، حمایت مالی مستقیم بخش دولتی (7/415 درصد) و آموزش مدیریت پایدار پسماند (6/789 درصد). نتایج بررسی وضعیت هفت عامل پیشبرنده شناسایی شده با استفاده از آزمون مقایسه میانگین نشان داد میانگین حاصل شده برای همه عوامل شناسایی شده در سطح 95 درصد اطمینان، بیشتر از حد مبنا بوده و بالاتر از سطح متوسط ارزیابی شده‌اند. این مهم نشانگر اهمیت عوامل پیشبرنده شناسایی شده در تقویت مشارکت زنان در مدیریت پسماند از دیدگاه جامعه محلی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه توسعه انسانی و حکمرانی خوب با پایداری اجتماعی در بخش کشاورزی ایران</title>
      <link>http://rvt.agri-peri.ac.ir/article_132470.html</link>
      <description>پایداری اجتماعی از شاخص‌های مهم برای پویایی بخش کشاورزی و جوامع روستایی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر شاخص توسعه انسانی، حکمرانی خوب و برخی متغیرهای دیگر بر شاخص پایداری اجتماعی بخش کشاورزی ایران است. برای این منظور ابتدا شاخص پایداری اجتماعی بخش کشاورزی کشور، بابهره‌گیری از سه زیرشاخص خوداتکایی غذایی، اشتغال بدون تبعیض و دسترسی به خدمات آموزشی-ترویجی، مورد سنجش قرار گرفت و سپس با استفاده از مدل تصحیح خطای برداری، روابط بلندمدت میان متغیرهای مدل و اثرگذار بر پایداری اجتماعی مورد تحلیل قرار گرفت. داده‌های این مطالعه برای دوره 1403-1373 از طریق سازمان‌ها و نهادهای مختلف نظیر مرکز خدمات کشاورزی، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو و همچنین مراجع معتبر آماری نظیر بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و بانک جهانی بدست آمد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که در بلندمدت میان شاخص توسعه انسانی و کیفیت حکمرانی با پایداری اجتماعی بخش کشاورزی کشور رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد، اگر چه ضرایب تخمینی نشان می‌دهد که شاخص حکمرانی، در مقایسه با شاخص توسعه انسانی، تاثیر بیشتری بر پایداری بخش کشاورزی دارد. همچنین مصرف انرژی منجر به بهبود شاخص پایداری اجتماعی می‌شود و بین سرانه ارزش افزوده واقعی بخش کشاورزی و شاخص پایداری اجتماعی رابطه غیرخطی وجود دارد. براساس نتایج مطالعه حاضر توصیه می‌شود ارتقا شاخص‌های کیفیت نهادی و حکمرانی مورد توجه جدی قرار گیرد. همچنین سیاست‌های آموزشی و بهداشتی کم‌هزینه در جوامع روستایی تداوم یابد تا در کنار تنوع بخشی به فعالیت‌های اقتصادی روستایی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های تولیدی روستا، از طریق بهبود شاخص توسعه انسانی به ارتقا پایداری اجتماعی کمک کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
